آخرين مطالب
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺷﻬﯿﺪ ﺯﯾﻦﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﯽﺣﺠﺎﺏ
دیـدار رهبری با حانواده شهیـد ارمنی، شهید «مانوکیان» ♥•٠
........
اطلاعیه
اقا بیا
حجاب
سلام
ماه رمضان
شهادت
امروز یکبار دیگر دلم برای مولایم سوخت..
استد قرائتی
شهادت
استاد فاطمی نیا
بدون شرح
شهید حرم
روز پدر
شهادت
خداحافظ دنیا.
زندگينامه پاسدار جانباز شهيد جعفر عباسي سورکی
خداوندااااااااااااااا
شهید چمران
ارزوی شهادت
حاج حسین خرازی
اقاجان شرمنده ام
خدایا به دادمان برس
آرشيو مطالب
آذر 1393
مهر 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
آرشيو
پيوندها
1- سايت دفتر مقام معظم رهبرى (حفظه الله)
2_داستان و رمان.
3-محفوز نيوز
4-عشق يعني يه پلاك
5-کبوتر عشق
6-rain nice
7-نخل ها ایستاده میمیرند
8-فانوس وراه و..........)
9-سرداران بي پلاك
10-لحظه های قشنگ باتو بودن
11-يازده
13-خانه خورشید
14-عشاق المهدی
15-اسمان فرصت پرواز بلنديست
16-اسموني
17-کوله پشتی من
19-...قاصدك...
20-خط شکن
22-دل شکسته
23-جامانده از شهدا
25-بچه شیعه
26-حمایت از دختران
come 2 my web plz--27-
28--ممنونم ای خدا
29-دوستت دارم
30-پسرک عاشق
31-رویای خیس
32-بهشت هیئت الرضا
33-( سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم )
34-سیاستی از جنس امام
لحظه لحظه انتظار...
35-ضیافت عشق
36- بابهار می اید
37-بانـــــو و آقــــای همسر
38-سرزمین عاشقان
40-و مگر شهیدی هست که گمنام نباشد
41-کوچه های امن
42-یک قدم تابهشت
43-وبلاگ صنایع دریایی
44-همه زندگی من
45- نهضت سرخ
46-از هر دري سخني
47-هبوط عشق
48-طفل الرضيع
49-نم نم باران
50-اديب عشق
51-عصر بيداري
52-گل بارون زده
53-دانش آموز بسیجی قرآن و معنویت
54-هياهوي شب1
55-`پدر اسماني من
56-یا اباالفضل ...یا معین بلا معین (عمومی)
57-دختر باروني
58-بسم رب الشهدا والصالحین
59-ردپای عشق
60-امير قافله عشق
61-گنجشك تابوت نميخواهد
62-امامزاده پير مردان
63-گذرگاه
64-وهابيت
65-سایت طنز و تفریحی
66-دفتر نقاشی من گم شده
67-از پرستو مخواه که بماند
68-شیعه 110
69-دانلود جدیدترین نوحه ها
70-ترنم
71-اهل دلا
72-سبکبالان وعاشقان همیشه جاوید
73-لشکر25کربلا
74-تــ-ـنــ-ـهایـــ-ــی
75-highschool
76-دل ریش
77-مرده متحرک
79ـامشبـــــــــــ ... تنهــــــــــایی
80جنبش مرصوص
81ـاللهم عجل الولیک الفرج
82-ولایت
83-رهروان کوثر
84-قلم باران
85-
86-رد پای حقیقت
88-کسی که آمدنی بودوهست می آید(دل خسته)
89-ღ این روزها ღ
90-عشق ضربدر2
91-گل یاس
92-دست نیاز چشم امید
93-چون میگذرد غمی نیست...غصه نخور...
94-.:: نایبـــ بلاگـــ ::.
95-رفع عطش ثوابه
96-((دفتر مخش))
97-قرارمون تو اسمون
98-رایحه نور
99-هیئت منتظران شهادت
100-❤ ღshabe kavirღ
101-سربداران
102-فطرس
103- ثانیه های بهشتی
104-یا فاطمة الزهرا(س)
105-محب الحسین
106-شراب،نماز،عاشورا
107-صبورا
108-بربال پرواز
109-موسیقی رپ
110-شهدای زینبیه میانه
111-در اقلیت بودن تنها بودن نیست
112-پی قد قامت عشق
113-شهدا شرمنده ایم
114-...کلبه ی مِهر...
115-گاهـی دلم بـرای خودم تنگـــــ مـی شود...
116-وبلاگ 18 تن از شهدای روستای وسطی کلا قائمشهر
117-«لبيك يا امام خامنه اي»
118-" حرفای ناگفته اکسیژن"
119-انتظار غریب
120-* به نام خدای مهربانی‌ های بی‌ بهانه *
121-تقدیم به پدرآسمانیم
122-رنگ شیشه
123-"پایان خوب انتظار"
124-لاله های بهشتی
125-خاکستر سبز
126-((رهروان ولايت))
127-●●● ســـــــربآزآنــ امآمـ زمآنــــ ●●●
128-مهاجرت
129-کلبه کلام
130-یار خراسانی
131-با ولایت تاشهادت
132-سرزمین عاشقان
133-" ما غير از خدا كسي را نداريم"
134-با اسم ایلام شهری گمشده در جنگ-
135-خیمه گاه فاطمیون
136-روزنامه دیواری دیجیتال
136-شهید گمنام
137- صبح وصال
138-"جام تهی"
139-" مـــــثل هیچکســـــــــــــــــــــ.....
140-ღ♥ღکُــــلبه ی تَنهــــــــــــایی منღ♥ღ
141-"طلوعی در تاریکی"
142- "زیر آسمان دلم..."
143_یه فنجون قهوه
145-+++ طائفین ++
146-کلبه ی شعرعلی
147- در جستجوی آرامش
148-اردیبهشتی امیدوار
149-" نام زهرا به تو بانو چقدر می آید "
150-یک دانشجو
151-... حرفـِـ دل
152-" خانه دوست کجاست؟
153-"ببخشید برای شما جا نداریم "
154-روزهای خوب خواهد امد
.155.. بچه های مقاومت ...
156_مذهب امروز
156-√ جـآن نـثآر رهـبرمــ √
157- مشق عشق
158-خوزستان-شوشتر
159-فراغ یار
160-ساقی کوثر
161-اوج آسمان
162-محب الله
163-دلنوشته ها
164- این البکائــــــــون
165-سرباز سایبری
166-توبیش ازحدخدایی
167-عشق حقیقی
167-پنجره ای رو به تو...
168-باز ای
169-صدف نجابت...
170-چهارده معصوم
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺷﻬﯿﺪ ﺯﯾﻦﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﯽﺣﺠﺎﺏ
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺷﻬﯿﺪ ﺯﯾﻦﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﯽﺣﺠﺎﺏ

ﯾﻪ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﮔﺎﺯﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﻭ

ﻋﺼﺮ ﺳﻮﺍﺭﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﻭ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﺑﺎﺵ

ﻣﯿﻮﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻭ ﺑﺮﻣﯿﮕﺸﺖ .

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺼﺮ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ...

ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ، ﺭﺳﯿﺪ ﺑﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ .

ﺗﺮﻣﺰ ﺯﺩ ﻭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ .

ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﺵ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺭﻭ ﺯﺩ

ﺭﻭ ﺟﮏ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ :

ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ ﻭ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐــــﺒﺮ ...

ﻧﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﺍﺫﺍﻥ ﻣﻐﺮﺏ .

ﺍﺷﻬﺪ ﺍﻥ ﻻ ﺍﻟﻪ ﺍﻻ ﺍﻟﻠﻪ ...

ﻫﺮﮐﯽ ﺁﻗﺎ ﻣﺠﯿﺪ ﻭ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺧﺖ ﻏﺶ ﻏﺶ

ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﻣﺘﻠﮏ ﻣﯿﻨﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻫﺮﮐﯿﻢ

ﻣﯿﺸﻨﺎﺧﺖ ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ

ﺍﯾﻦ ﻣﺠﯿﺪ

ﭼﺶ ﺷُﺪِﻩ ؟!

ﻗﺎﻃﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﭼﺮﺍ ؟ !

ﺧﻼﺻﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﺳﺒﺰ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ

ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺠﯿﺪ ﮐﻪ

ﺁﻗﺎﺍﺍ ﻣﺠﯿﺪ ؟ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺪ ﯾﻬﻮ ؟ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﺧﻮﺏ

ﺑﻮﺩ ﮐﻪ !

ﻣﺠﯿﺪ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺭﻓﻘﺎﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ

ﮔﻔﺖ :

"ﻣﮕﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﯾﺪ ؟

ﭘﺸﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ

ﻋﺮﻭﺱ ﺗﻮﺵ ﺑﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ

ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺩﻭﺭﺵ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ .

ﻣﻦ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻢ ﺍﻣﺎﻡ

ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯿﺸﻪ . ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﮑﺎﺭ

ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﺣﻮﺍﺳﺸﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﭘﺮﺕ

ﺷﻪ . ﺩﯾﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻩ "!

ﻫﻤﯿﻦ!

"ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﺠﯿﺪ ﺯین الدین

................................

اللهم عجل لولیک الفرج

حسن.a | 17:59 - پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393
+ |
دیـدار رهبری با حانواده شهیـد ارمنی، شهید «مانوکیان» ♥•٠
 

• سخنان مادر شهید به آقــا:

مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟ آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.

گفت: ما هر چند با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، اما در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم؛ ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم.

روز شهادت امام حسین ‌علیه‌السلام، روز عاشورا و تاسوعا، به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین علیه‌السلام، شربت می‌دهیم و می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم؛ ظرف یک‌بار مصرف می‌گیریم که شما مشکل خوردن نداشته باشید. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن بعضی چیزها را نمی‌فهمیدم.

می‌گفتند: مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی علیه‌السلام که دستش را بستند و ۲۵ سال حکومتش را غصب کردند؛ نمی‌فهیمدم یعنی چی!

می‌گفتند: آخر شب، نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانة یتیمان که این را هم نمی‌فهمیدم؛ ولی امروز فهمیدم که علی علیه‌السلام کیست؛ امروز با ورود شما به منزلمان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید.

اُسقُف ما، کشیش محلة ما هم به خانة ما نیامده است! شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی علیه‌السلام که خانة یتیم‌هایش می‌رفت، چه‌قدر بزرگ است. . . .

• توبیخ محافظان توسط آقا پس از برگشت: ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم و به اندازة چند کتاب، درس گرفتیم. آقا در خانة ارامنه، آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه را خورد؛ اما بعضی از دوستان ما نخوردند! کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر! حزب‌اللهی‌تر از آقا هستیم دیگر! با آنها خداحافظی کردیم و به سمت دفتر به راه افتادیم. وقتی رسیدیم، آقا فرمود: این بچه‌ها را بگویید بیایند! آمدند. فرمود: «این کار احمقانه چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم، چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به آنها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید [بخورید]، داخل نمی‌آمدید»!

ادامه مطلب متن کامل این فرمایشات موجود است


ادامه مطلب
حسن.a | 1:7 - پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393
+ |
........
سلامم

الحمدلله امتحان حقیر تموم شد و حالا  منتظر نتیجه هستیم

اول از محضر شهدا و بعد از همه دوستان عذر میخام بخاطر این مدت که نبود

انشاله از این به بعد مجددا هستم

التماس دعا

 

حسن.a | 9:0 - شنبه هشتم آذر 1393
+ |
اطلاعیه
سلام..

عرض سلام و ادب احترام دارم خدمت همه دوستان عزیز

امیدوارم بنده رو ببخشید از بابت این تاخیر در جهت به روز کردن وبلاگ

تا اواخر اذر ماه به خاطر درس و ازمون نمیتونم مانند سابق بیام

امیدوارم بنده رو دعا کنید تا در این ازمون نمره قبولی رو بیارم

دیشب جای همتون خالی بودیم مسجد مقدس جمکران

به نیابت همه بچه های شیعه نماز خوندم

واقعا حال و هوای خوبی بود

التماس دعا

 

حسن.a | 8:41 - جمعه چهارم مهر 1393
+ |
اقا بیا
 

از روزهای رفته نگو

روزهای مانده را تعریف کن

با چند ماه خداحافظی کنم؟

به چند خورشید سلام؟

تا بیایی !

 

یابن زهرا یا این دل شکسته مارا صبور کن

یا الااقل بخاطر زینب ظهور کن

حسن.a | 8:12 - جمعه بیست و چهارم مرداد 1393
+ |
حجاب

 

فلسفه حجاب

پوشش زن در اسلام به این معنا است که‌، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوه‌گری و خودنمایی خودداری کند. بنابراین‌؛ لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ کرامت زن است تا مورد بهره‌برداری هوسبازان‌، قرار نگیرد.
درست است که حجاب‌، در ظاهر محدودیت زن را نشان می‌دهد؛ اما واقع و روح مسئله‌، حکایت از محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع و همچنین سلامت جامعه و حفظ آن از لجنزار فساد است‌. به طور کلی‌؛ فلسفة حجاب از چهار جهت قابل بررسی است‌:
1 ـ آرامش روانی‌:
زیرا آزادی معاشرتهای بی‌بند و بار، هیجانها و التهابهای جنسی را زیاد می‌کند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزه‌ای نیرومند است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود. افزون بر این‌، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آنها منجر به اختلالات روحی و روانی می‌شود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه می‌بندد. یعنی نگاه که اولین واسطة ارتباط زن و مرد است‌، باید کنترل شود. به مرد می‌گوید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ...»(1)به زن هم می‌گوید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن‌ّ و یحفظن فروجهن‌ّ ... »(2) یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه کنند، و یک وظیفه خاص نیز برای زن دارد؛ و آن این که خود را از مردان بیگانه بپوشاند.
2 ـ استحکام پیوند خانواده‌:
اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع‌، پیوند زن و شوهر را محکم می‌سازد و به هر یک از طرفین این اعتماد را می‌دهد که او تنها کسی است که مورد عنایت و علاقه شریک زندگی خود قرار دارد. در حالی که در جوامع غربی و سیستم‌های آزاد؛ رقیب و مزاحم‌، امنیت خاطر زوجین را از بین می‌برد.
3 ـ استواری اجتماع‌:
ارتباط حساب نشده و بی‌بند و باری‌ها، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. اسلام با فعالیتهای فرهنگی‌، اقتصادی‌، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست‌. ولی با آلوده کردن محیط کار و فساد مخالف است‌. لذا در اجتماعی که حریم بین زن و مرد رعایت نشود، رکود فعالیتهای اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود.
4 ـ ارزش و احترام زن‌:
زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری‌، همیشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعیت خویش می‌شود. اسلام تأکید دارد که هر اندازه زن متین‌تر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده می‌شود

حسن.a | 20:26 - شنبه چهارم مرداد 1393
+ |
سلام
سلام....ممنون از همه دوستان عزیز که با لطف بیش از حدشون شرمندم میکنن

مدتی بخاطر یه سری کار و مشغله نتونستم بیام نت و مطالب بزارم و در این مدت یه سری از دوستان اومدن و از من حقیر خواستن که بیام و مطلب بزارم

حقیقتا تو این فضا یا هر جای دنیا به یاد شهدا بودن لیاقت میخاد و امیدوارم خدا منو از این سعادت محرومم نکنه

انشالله از این به بعد سعی میکنم بیام و مطالب بزارم و دوستان عزیز هم بتونن از این مطالب بهره ببرن

از دوستای مهربونی که این تلنگر رو برای غافل نشدن از یاد  شهدا به من زدن تشکر میکنم

 

حسن.a | 20:9 - شنبه چهارم مرداد 1393
+ |
ماه رمضان
سلام..

.امیدوارم حال همه دوستان خوب باشه
منو ببخشید اگه این روزا نمیتونم مانند سابق بیام و از شهدا مظلب بزارم
فرارسیدن ماه خیر و برکت ماه مبارک رمضان رو خدمت همه دوستان تبریک عرض میکنم
امیدوارم که در ماه یزرک حقیر رو از دعای خیرتون محروم نکنید

حسن.a | 16:22 - یکشنبه هشتم تیر 1393
+ |
شهادت
اومد پیشم گفت: خیلی دلم گرفته. روضه میخونی؟؟؟شاید دیگه فرصت نباشه!!
گفتم! برو شب عملیاته! خیلی کار دارم!!
رفت و با دوستش برگشت! اصرار که فقط چند دقیقه!! خواهش میکنم.
3تایی نشستیم
گفتم:چه روضه ای؟
گفت:دلم هوای عباس کرده!
منم شروع کردم!
ای اهل حرم میر علمدار نیامد.علمدار نیامد!
سقای حرم سید و سالار نیامد.علمدار نیامد!
کلی وقت با همین2بیت گریه کردند.رهاشون کردم ب حال خودشون!
عملیات با رمز یا ابالفضل العباس شروع شد.
بیسیم زدم وضعیتشو بپرسم
گفتند:چند لحظه قبل شهید شد با دست بریده و نارنجک به دست !

 

حسن.a | 12:59 - دوشنبه دوازدهم خرداد 1393
+ |
امروز یکبار دیگر دلم برای مولایم سوخت..
امروز یکبار دیگر دلم برای مولایم سوخت..
هرکس که این عکس ها را ببیند و متن موجود در ان را مشاهده کند به یقین پی خواهد برد که این فرمایشات دوستان اتقافی نیست و همه اش از روی استدلال و فکر است
بنده حقیر به عنوان یک سرباز کوچک و بی نشان سید علی به همه عزیزان اعم از دولت مردان حال و گذشته و به همه دوستان عزیز عرض میکنم که امروز اگر کشور ما اقتدار دارد و اگر در تمام جهان حرفی برای گفتن دارد اول توکل بخدا و تقوای خالصانه و دوم ابیاری نهال انقلاب اسلامی توسط شهدای گرانقدر ایران عزیز به رهبری امام خمینی(ره) و سوم این روضه ها و منبرها و این عزاداری هاست و ..........
و امروز در این موقعیت حساس که اکثر کشورها برای از بین بردن ایران تلاش میکنند بیشترین فشار روانی و.....بر دوش امیر و مولایمان و نور چشممان امام خامنه ای(حفظه الله) عزیز است و اوست که در این موقعیت حساس در این دریای پر تلاطم با اقتدار ناخدایی میکند و از خداوند منان میخواهیم تا ظهور دولت یار سایه او را بر سر ما مستدام بدارد
نکند روزی بشود که از او عقب بیفتیم و یا خدای نکرده از او سبقت بگیرم..
نکند از او دلسوز تر بشویم و خودسرانه تصمیم های غلط بگیرم و خود به اشتباه  احساس درستی بکنیم.
اگر دوست داریم خون شهدا پایمال نشود و عزت ما و افتخار ما و خاک ما پایدار باشد باید همه اعضا و جوارح ما برای سربازی در رکاب نائب به حق امام زمان امام خامنه ای عزیز اماده باشد و لحظه ای از فرمایشات و دستورات ایشان غافل نشویم .
مولای من هرگز به دلت غمی راه مده که ملت ایران همگی سراپا گوش اند و منتظرند تا حکم جهاد را صادر کنی و برای شهادت از یکیدیگر سبقت بگیرند.
 
دوستان و برادران عزیز برای شهادت یکدیگر دعا کنید...چون این را بدانیم اگر شهید نشویم باید بمیرم
من الله التوفیق
 
حسن.a | 16:56 - یکشنبه یازدهم خرداد 1393
+ |
استد قرائتی

من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم، خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه… چه شکلی!داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟ گفت: نه!گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است. گفت: آخر ما حزب اللهی هستیم. گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است. حضرت امیر به زن‌های جوان سلام نمی‌کرد. گفتند: یا علی رسول خدا سلام می‌کند تو چرا سلام نمی‌کنی؟ گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. می‌ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد. گفتم: دل علی می‌لرزد، تو خاطرت جمع است. بعضی‌ها خودشان را از امیرالمؤمنین حزب اللهی‌تر می‌دانند. بعضی خودشان را از مراجع تقلید حسینی تر می‌دانند. استاد محسن قرائتی

حسن.a | 19:55 - شنبه دهم خرداد 1393
+
شهادت

انگار از آسمان آتش می بارید. به شهید غلامی گفتم: «گروه را مرخص کنیم تا اوایل پاییز که هوا خنک تر می شود، برگردیم.» گفت: «بگو عاشق نیستیم.» گفتم:«علی آقا! هوا خیلی گرم است. نمی شود تکان خورد.» گفت: «وقتی هوا گرم است و تو می سوزی، مادر شهیدی که در این بیابان افتاده است، دلش می شکند و می گوید: خدایا بچه ام در این گرما کجا افتاده است؟ همین دلشکستگی به تو کمک می کند تا به شهید برسی.» نتوانستم حرف دیگری بزنم. گوشی را گذاشتم، برگشتم و گفتم: بچه ها، اگر از گرما بی جان هم شدیم، باید جستجو را ادامه دهیم.» پس از نماز صبح کار را شروع کردیم. تا ساعت نه صبح هر چه آب داشتیم، تمام شد. بالای ارتفاعات 175 شرهانی، چشم هایمان از گرما دیگر جایی را نمی دید. به التماس نالیدیم: «خدایا تو را به دل شکسته ی مادران شهید....» در کف شیار چیزی برق زد، پلاک بود..... منبع : سایت صبح

حسن.a | 21:7 - پنجشنبه هشتم خرداد 1393
+ |
استاد فاطمی نیا

استاد فاطمی نیا: خودتان را معطل نکنید،تا لطیف نشوید چیزی گیرتان نمی آیدمن اهل قسم نیستم ولی مجبورم، دلم میسوزد،یک کلمه میگویم خانوم ها،آقایون بشنوید، به حضرت زهرا سلام الله علیها قسم اگر لطیف نباشید چیزی گیرتان نمی آید! خودتان را معطل نکنید، هی روزی چند تا اوقات تلخی در خانه راه می اندازد، عصبانی میشود، از اینطرف هم میخواهد بشود زبدة العارفین، عمدة المکاشفین، یک بار این قسم را با تمام وجودم خوردم، تا لطیف نشوید چیزی گیرتان نمی آید.آقای علامه طباطبائی سرتاسر لطافت بود، لطافت این مرد به جایی رسیده بود که به عمرش به کسی دعوا نکرده بود، زمانی که مادر قم بودیم این بچه های قم از هشت سالگی دوچرخه بیست وهشت سوار می شدند،از بقل رکاب میزدند، یک بچه ای آمد زد علامه طباطبائی را لت و پار کرد، افتاد رو زمین حالا ما باشیم چه میگوییم، خیلی دیگر آدم خوبی باشیم یک چیزی میگوییم دیگر، این آقا بلند شد، خیلی راحت، اول رفت سراغ بچه،گفت:طوریت نشد؟! گفت:نه، گفت:الحمد لله، خداحافظ. لطافت لازم است،تا لطافت حاصل نشده منتظر چیزی نباش ها!، ببینم تونستی در خانه معرکه نگیری، اگر تونستی آن موقع با هم صحبت میکنیم.

حسن.a | 21:2 - پنجشنبه هشتم خرداد 1393
+ |
بدون شرح
 

/photo/nf00360633-2.jpg

هر برداشتی با اولین نگاه با این عکس داری رو بفرستین لطفا

حسن.a | 21:37 - سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393
+ |
شهید حرم
۱

خانم شهید جعفر را در خواب می بیند.

شهید به ایشان می گوید: وقتی مرا در قبر می گذاشتند پنج نور را دیدم که زیارت حضرت محمد(ص)، علی(ع)، حضرت زهرا(س) و حسن (ع) و حسین (ع) را به من بشارت دادند

آری داستان این لبخند نیز اینگونه است "



این شهید والامقام در حین دفاع ازحرم بی بی زینب سلام الله سوریه که با ورود قاطعانه نیروهای حزب الله لبنان به سود ارتش و مردم سوریه همراه بود به شهادت رسید..

حسن.a | 9:19 - شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393
+ |
روز پدر
یک سال دیگر گذشت

و دوباره روز پدر فرار رسید.روزی که برایم هرگز شادی بخش نبود

خیلی سخت است برای کسی که حتی یکبار هم در عمرش نتوانست لفظ بابا را بر زبانش بیاورد و این  موضوع به ظاهر ساده برایش ارزو شود

ارزویی که هرگز دست نیافتنی است

خدا میدادند ماندم شاد باشم یا غمگین یا چه کنم کسی از غم دلم با خبر نود

اخر بغض گلویم را به هم میفشارد به حدی که صدایم میلرزد و نمیتوانم حرف بزنم

۲۳ سال این ارزو در دلم ماند که یکبار در روز پدر هدیه های را  تقدیمت کنم و تو با لبخندی ملیح اغوشت را باز کنی و مرا در اغوش گرمت بگیری  و روی سرم دست بکشی و من در اغوشت ارام بگیرم

اخر میگویند دستهای بابا  گرم و مهربان  است.

سال های قبل در این روز با شاخه ای گل به کنار مزار پاکت می امدم  و با اشک چشمانم این روز را تبریک میگفتم و در کنارت  ارامش میگرفتم

اما امسال علاوه بر این غم سنگین جدایی  یک غم دیگری در دلم هست که اغم دلم را مضاعف کرده.

حتی نمیتوانم بیایم کنار قبرت

 

اخر این فاصله ها دیگر چقدر  باید بین ما حکومت کند

پدر خوبم .ای پدر اسمانی من  شاید در کنارم نیستی اما  من همیشه لمست میکنم   چه در بیداری و یا چه در خواب

دیگر اصلا نمیتوانم بنویسم

فقط میگویم ای پدر خوبم تو برای من بهترین بابای دنیایی حتی اگر در اسمانهایی

دوستت دارم ..

این روز رو به همه پدر های مهربون و به همه پدر های اسمونی تبریک میگم

دعا کنید بابام بیاد به خوابم

شما رو به حق حضرت زهرا دعا کنید

..دیگه خسته شدم از بس بهش گفتم بیا بخوابم

حسن.a | 20:18 - دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393
+ |
شهادت

 

حسن.a | 22:11 - یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393
+
خداحافظ دنیا.

سال بعد از عملیات «والفجر مقدماتی»، از دل خاک فکه،
پیکر مطهر شهیدی را یافتند که اعداد و حروف نقش بسته
بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود
کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند:
«بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست...
تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم:
«به تو خیانت می کنند، تو مکن.
تو را تکذیب می کنند، آرام باش.
تو را می ستایند، فریب مخور.
تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن.
مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو.
همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش…
آنگاه از ما خواهی بود»… دیگر، نایی در بدن ندارم؛
خداحافظ دنیا.
حسن.a | 0:20 - شنبه بیستم اردیبهشت 1393
+ |
زندگينامه پاسدار جانباز شهيد جعفر عباسي سورکی
زندگينامه پاسدار جانباز شهيد جعفر عباسي سورکی

در یکم آذرماه سال 1343 در خانواده ای مذهبی و ولائی چشم به جهان گشود . پدر و مادرش کشاورز بودند .
ادامه مطب....................................

برچسب‌ها: زندگينامه پاسدار جانباز شهيد جعفر عباسي سورکی

ادامه مطلب
حسن.a | 0:53 - پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393
+ |
خداوندااااااااااااااا

خداوندا!

من برای عروج به آسمان ها زاده شده ام...

زمین گیر شدنم را مپسند...
حسن.a | 21:20 - چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393
+
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ

این عکسه بابامه ....الان 19 ساله شهید شده ...برا شادی روحش یه صلوات هدیه بدین...
پاسدار جانباز شهید جعفر عباسی...
نذر كردم ز غمت گريه كنم تا به ابد

سلام..از اینکه از وب من دیدن میکنید ممنونم......این وبلاک بیشتر مطالبش از شهداست اما بعضی از اوقات به اصرار دوستان عاشقونه هم میزارم .خدایا پشت تکرار خطاهایم بنویس جوانی....براي امرزش گناهانم دعا كنيد............شادی روح شهدا صلوات
..............................................
شعرم نگفتنی شد وقتی که رفته بودی
من ماندم و غروبی در غربت کبودی

گفتی می آیی اما رفتی و برنگشتی
از آسمان چشم دیدم که پرگشودی

رنگ غروب دارد بغض سکوت سردم
ای مهربان تو هرگز نا مهربان نبودی

بر روی خاطراتم امروز می نویسم
یادت بخیر بابا آن روزها که بودی
...........................................
شده هی بخوای بخوابی...............تاپ تاپه قلبت نزاره؟

فکر کنی خدایا اونم......................خوابیده یا که بیداره؟

شده بی خوابی بگیری..................صد هزار نقشه بچینی؟

دنباله بهونه باشی........................که اونو فردا ببینی؟

شده شب که سر می زاری..............آرزو کنی بمیری؟

دم دم های صبح که میشه..............نفریناتو پس بگیری؟
............................................
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
خارم کرده ای
خسته ام زین عشق دلخونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این توولیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیداو پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودمو نشناختی
.............................................
آدمك آخر دنیاست ، بخند

آدمك مرگ همینجاست ، بخند

آن خدایی كه بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

دست خطی كه تو را عاشق كرد

شو‌خی ِ كاغذی ِ ماست ، بخند

فكر كن درد تو ارزشمند است

فكر كن گریه چه زیباست ، بخند

صبح فردا به شبت نیست كه نیست

تازه انگار كه فرداست ، بخند

راستی آنچه به یادت دادیم

پر زدن نیست كه درجاست ، بخند
...............................................

من به یک احساس خالی دلخوشم
من به گل های خیالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالی دلخوشم
آسمانم: حجم سرد یک قفس
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
با هوای این حوالی دلخوشم
.........................................
هر دلی دیدم ، یاری داره ، دل من چی داره
سیاهی شب ، ماهو داره ، دل من چی داره
وقتی سنگ قلب آدما ، عشقی بینشون نیست
واسه دل پر غصه ی من ، دلی مهربون نیست
عشق واقعی تو قصه هاست ، تو خیال و خوابه
دوست دارم گفتنشون ، همشون سرابه...
......................................
شبی برای خاطرت به ناکجا رسیده ام.بیا مرا عبور ده که از زمین بریده ام/شبی صدا زدم تو را میان مرگ و زندگی.شنیده ای مرا ولی سکوت از تو دیده ام/غروب میکند دلم و تو طلوع میکنی.رها مکن مرا به خود که جان به لب رسیده ام/شبی صدای آه من به آسمان رسیدو تو.به خواب من نیامدی و خلوتی گزیده ام.
.........................................
ین زندگی قشنگ من ، مال شما / ایام سپید رنگ من ، مال شما

بابای همیشه خوب من ، را بدهید / این سهمیه های جنگ من ، مال شما

...........................................
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

دل سرگشته من اینهمه بیهوده مگرد

خانه دوست همین جاست اگر بگذارند

سند عقل مشاع است اگر بگذارند

عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

غضب آلوده نگاهم میکنید ای مردم

دل من مال شماهاست اگر بگذارند
.......................................
چقدر سخته…
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب
نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و دیوار
نتونی همزبون باشی

چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه
ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه
ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه
نتونی ناجیِش باشی
چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی
بپوسی خسته بیرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی
ولی توو سینه داغون شی
...........................
من صبورم اما

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را

از شب متروک دلم دور کند

می ترسم . . .

من صبورم اما

آه...

این بغض گران صبر نمی داند چیست...
...................
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.. من خودم بودم و یک حس غریب... که به صد عشق و هوس می ارزید... من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت... گر چه در حسرت گندم پوسید... من نه عاشق بودم.... نه دلداده به گیسوی بلند.... و نه الوده به افکار پلید.... من به دنبال نگاهی بودم ....که مرا.... از پس دیوانگی ام می فهمید.... و خدا می داند ... سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود...
...............................
منو با اسم چشم مخصوص تماشاست اگر... بگذارند لینک کنید
....................................
از این سایت دیدن کنید www.rooze10.ir/
.......................................................
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند یک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ی تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت یک پرده تور
که تو هرروز آن را
به کناری بزنی
دل من ساکن دیوارو دری
که تو هرروز از آن می گذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغچه بود
که تو هرروز به آن می نگری
دل من رادیدی؟
ساکن کفش تو بود
یادت هست؟
.......................................
هرکس همنفسم بود دست اخر قفسم بود من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشم مهربونی خواب یک توطه میدید...........
.......................................
خداحافظ گل لادن
تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق
چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه
گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی
به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو
خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی
داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم
گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا...
...............................
از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند،تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند،پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار تنها،به این بهانه که بارانی‌ات کنند،یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند،این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند،ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی،شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند،یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست،از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند،آب طلب نکرده همیشه مراد نیست،گاهی بهانه ای است که قربانی‌ات کنند.
...........................
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يك نفر سوخته جان است
به دادش برسيد
خسته از هر دو جهان است
به دادش برسيد
در فراق رخ مهتاب
گرفتار شده است
اشكش از ديده روان است
به دادش برسيد
گر چه پروانه شدن
در دل آتش عشق است
ليك پروانه جوان است
به دادش برسيد
...................................
هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم
...........................
چه موجود عجیبی است این انسان
وقتی صدایش می کنی، نمی شنود
وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند
وقتی دوستش داری، به فکرت نیست
اما ،
وقتی می شنود، که دیگر صدایت گرفته
وقتی می بیند، که خسته در راه افتاده ای
وقتی به فکرت هست، که دیگر نیستی
...............................
من . . .

دیگر با همه‌ی . . .

دنـیا . . .

قهرم . . .

اما . . .

. . . تو . . .

صدایم کــن . . .

برمـی گردم . . .


_________________________________
گاهــے فعل هـــا
چنــان سریع ماضــے مــے شوند
کــه باور نمــے کنـــے
مــے گوینــد...مـے گفت
مــے شود...شــد
...مــے رفت...رفت
و رفت...
و دیگر هیچ گــــــاه
بـــاز نخواهـــد گشتــــ
..............................
به سلامتی دیوار! نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.
به سلامتی دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.
به سلامتی سایه! که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.
به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.
به سلامتی نهنگ! که گنده‌لات دریاست.
به سلامتی زنجیر! نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.
به سلامتی کرم خاکی!نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش
به سلامتی پل عابر پیاده! که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !
به سلامتی رودخونه!که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.
به سلامتی گاو!که نمی‌گه من، می‌گه ما.
به سلامتی دریا! که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.
به سلامتی بیل! که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.
به سلامتی دریا! که قربونیاشو پس می‌آره.
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع! که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره.
به سلامتی ...
به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ...
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ...
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن ...
به سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن ...
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه ...
به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست ...
به سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه ...
به سلامتی اون فرزند شهیدی که نتنها از پدر شهیدش گله مند نیست که اون رو توی این دنیای وانفسا تنها گذاشت ، بلکه خودش هم آرزو می کنه جا پای جای پدرش بذاره و به او ملحق بشه . ..... به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دائمیه!
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند ...
به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد !
به سلامتی کسی که دید بغلیش تو تاکسی پول نداره
به راننده گفت : پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن!
به سلامتی بیل! که هرچ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه ...
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره ...
به سلامتی اونی که بیکسه، ولی ناکس نیست ...
به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه ...
به سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن ...
گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت : ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند ....
به سلامتی اون دختری که حاضره زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه ...
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم ...
به سلامتی کسی که وقتی بهش زنگ میزنی و خوابه
ولی واسه اینکه دلت رو نشکنه میگه: خوب شد زنگ زدی؛ باید بیدار میشدم ...
به سلامتی اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری ...
به سلامتی اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی ...
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطر غروب پاییزه ...
به سلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن"
چون هم تو هستی توش، هم من ...
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه ...
به سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !
به سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
به سلامتی اون پسری که خواست آدم بشه ...
ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت و بهش فهموند که
همیشه پای یک زن در میان است !

سلامتی اون پسری که رفت سربازی تا مرد بشه ولی وقتی برگشت دید اون دختری که میخواست زن شده . . .!
سلامتی هرچی مرده . .!
به سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز که ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه ...
به سلامتی دوست خوبی که
مثل خط سفید وسط جاده است
تکه تکه میشه
ولی بازم پا به پات میاد ...
به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده ...
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه
میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش،
اما بچه اش خجالت میکشه
به دوستاش بگه که این پدرمه ...
به سلامتی نوشابه که خانواده داره و خیلی ها همینش هم ندارن !
به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با یه شلوار کردی دور زد ...
به سلامتی سرنوشت که نمی‌شه اونو از سر نوشت ...
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوای سرد و وانفسای بی عدالتی داره به عشق زن و بچه اش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره ...
به سلامتی اون کارگری که از افتضاح اختلاس 3000 میلیارد تومانی خبر داره اما باز اول صبح بچه شو میبوسه و برای ماهی 200 هزار تومان پول حلال میره سر کار و عرق میریزه ...
به سلامتی اونهائی که دوستت دارم رو درک می کنند و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن ...
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن ...
به سلامتی دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین... چون دارم یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم !
به سلامتی اون زنی که از صبح تا شب کار میکنه تا شوهر جانبازش که دیگه توان کار کردن نداره پیش بچه هاش شرمنده نشه
به سلامتی اون خانمی که چادر کهنه اشوروبخاطر کمک به اقتصاد خانواده اش پشته رو میکنه ودوباره می دوزه ولی حجابشو ترک نمیکنه
به سلامتی اونایی که با موتور گازی تو هوای سرد زمستون زن وبچه هاشون رو میبرن مدرسه وسرکار وخدارو شکر میکنند که ماشین ندارند چون غصه بنزین وپارکینک رو هم ندارند
به سلامتی اون زنی که هر روز سروصدا وفحش وناسزای شوهرشو رو تحمل میکنه وخداروشکر میکنه که اوزنده است وسایه اش بر سر بچه هاشه

به سلامتی اونایی که بیگاری میکنند ولی بیکاری نمیکنند
به سلامتی اون پسر روزنامه فروشی که پشت ثانیه های چراغ قرمز روزنامه میفروشه و در همون ثانیه ها روزیشو از خدا میگیره
به سلامتی اون معلمی که جونشو به خطر انداخت تا دانش آموزان یک کلاس رو از آتش بخاری نجات بده
به سلامتی اون پدر جوراب فروش مریضی که یخچال تو خونه شون ندارند تلویزیون وماشین لباسشویی ندارنداسایش ندارند ولی ارامش وشادی دارند وخدارو شکر میکنند



و در آخر به سلامتی تو، که از همه بهترینی ...

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
وقت اضافی برای خدا!

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!


چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!


چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!


چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!


چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!


چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!


چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!


خنده داره
اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

"این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره"
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ


(( زيارت عاشورا ))
بسم الله الرحمن الرحيم
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام.
عاشقان حسين(ع) التماس دعا

برچسب‌ها
حجاب
شهادت
جبهه
اشعار حسن عباسی سورکی
شهید جعفر عباسی سورکی
چادر
حسن عباسی
شهید
حسن عباسی سورکی
شهدا
رهبر
سورکی
جعفر عباسی
دلنوشته حسن عباسی سورکی
نامردی
دلنوشنه
سورک
شهید زین الدین
شهید عباسی
حرم امام
سايت مراجع تقليد

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


استخاره آنلاین با قرآن کریم

امکانات


طراح قالب : گرافیک ایران