X
تبلیغات
چشم مخصوص تماشاست اگر...بگذارند(حسن)
 
آخرين مطالب
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
فَـاصــبـِر ، صَبـــراً جمیـلاً
شهید سید مجنبی علمدار
شهدا شرمنده ایم
داستان تامل برانگیز
اولین پست سال 93
نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت
عيد93
یا زهرا
حضرت امام خامنه ای
بدون شرح
جشنواره فجری که خبری از فجر افرینان در ان نیست
شهید جعفر عباسی سورکی
کاغذ بازی هایی که دل خانواده های شهدا زنده را خون می کند !
شهید جعفر عباسی سورکی
شهید مصطفی احمدی روشن
آشتی با امام عصر
شهید جعفر عباسی سورکی
مداح و ذاکر اهل بیت شهید عبدالکریم ساجدی فر
شوق شهادت
فرزند شهید
حجاب
شهید جعفر عباسی
حر خطا کار تو هستم
اهمیت به حجاب.شهید جعفر عباسی سورکی
آرشيو مطالب
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
پيوندها
1- سايت دفتر مقام معظم رهبرى (حفظه الله)
2_داستان و رمان.
3-محفوز نيوز
4-عشق يعني يه پلاك
5-خانه خورشید
6-rain nice
7-نخل ها ایستاده میمیرند
8-فانوس وراه و..........)
9-سرداران بي پلاك
10-لحظه های قشنگ باتو بودن
11-يازده
13-سایت میان خبر
14-عشاق المهدی
15-اسمان فرصت پرواز بلنديست
16-اسموني
17-کوله پشتی من
19-...قاصدك...
20-خط شکن
22-دل شکسته
23-جامانده از شهدا
25-بچه شیعه
26-حمایت از دختران
come 2 my web plz--27-
28--ممنونم ای خدا
29-دوستت دارم
30-پسرک عاشق
31-رویای خیس
32-بهشت هیئت الرضا
33-( سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم )
34-سیاستی از جنس امام
لحظه لحظه انتظار...
35-ضیافت عشق
36- بابهار می اید
37-بانـــــو و آقــــای همسر
38-سرزمین عاشقان
40-و مگر شهیدی هست که گمنام نباشد
41-کوچه های امن
42-یک قدم تابهشت
43-وبلاگ صنایع دریایی
44-همه زندگی من
45- نهضت سرخ
46-از هر دري سخني
47-هبوط عشق
48-طفل الرضيع
49-نم نم باران
50-اديب عشق
51-عصر بيداري
52-گل بارون زده
53-دانش آموز بسیجی قرآن و معنویت
54-هياهوي شب1
55-`پدر اسماني من
56-یا اباالفضل ...یا معین بلا معین (عمومی)
57-دختر باروني
58-بسم رب الشهدا والصالحین
59-ردپای عشق
60-امير قافله عشق
61-گنجشك تابوت نميخواهد
62-امامزاده پير مردان
63-گذرگاه
64-وهابيت
65-سایت طنز و تفریحی
66-دفتر نقاشی من گم شده
67-از پرستو مخواه که بماند
68-شیعه 110
69-دانلود جدیدترین نوحه ها
70-ترنم
71-اهل دلا
72-سبکبالان وعاشقان همیشه جاوید
73-لشکر25کربلا
74-تــ-ـنــ-ـهایـــ-ــی
75-highschool
76-دل ریش
77-مرده متحرک
79ـامشبـــــــــــ ... تنهــــــــــایی
80جنبش مرصوص
81ـاللهم عجل الولیک الفرج
82-ولایت
83-رهروان کوثر
84-قلم باران
85-
86-رد پای حقیقت
88-کسی که آمدنی بودوهست می آید(دل خسته)
89-ღ این روزها ღ
90-عشق ضربدر2
91-گل یاس
92-دست نیاز چشم امید
93-چون میگذرد غمی نیست...غصه نخور...
94-.:: نایبـــ بلاگـــ ::.
95-رفع عطش ثوابه
96-((دفتر مخش))
97-قرارمون تو اسمون
98-رایحه نور
99-هیئت منتظران شهادت
100-❤ ღshabe kavirღ
101-سربداران
102-فطرس
103- ثانیه های بهشتی
104-یا فاطمة الزهرا(س)
105-محب الحسین
106-شراب،نماز،عاشورا
107-صبورا
108-بربال پرواز
109-موسیقی رپ
110-شهدای زینبیه میانه
111-در اقلیت بودن تنها بودن نیست
112-پی قد قامت عشق
113-شهدا شرمنده ایم
114-...کلبه ی مِهر...
115-گاهـی دلم بـرای خودم تنگـــــ مـی شود...
116-وبلاگ 18 تن از شهدای روستای وسطی کلا قائمشهر
117-«لبيك يا امام خامنه اي»
118-" حرفای ناگفته اکسیژن"
119-انتظار غریب
120-* به نام خدای مهربانی‌ های بی‌ بهانه *
121-تقدیم به پدرآسمانیم
122-رنگ شیشه
123-"پایان خوب انتظار"
124-لاله های بهشتی
125-خاکستر سبز
126-((رهروان ولايت))
127-●●● ســـــــربآزآنــ امآمـ زمآنــــ ●●●
128-مهاجرت
129-کلبه کلام
130-یار خراسانی
131-با ولایت تاشهادت
132-سرزمین عاشقان
133-" ما غير از خدا كسي را نداريم"
134-با اسم ایلام شهری گمشده در جنگ-
135-خیمه گاه فاطمیون
136-روزنامه دیواری دیجیتال
136-شهید گمنام
137- صبح وصال
138-"جام تهی"
139-" مـــــثل هیچکســـــــــــــــــــــ.....
140-ღ♥ღکُــــلبه ی تَنهــــــــــــایی منღ♥ღ
141-"طلوعی در تاریکی"
142- "زیر آسمان دلم..."
143_یه فنجون قهوه
145-+++ طائفین ++
146-کلبه ی شعرعلی
147- در جستجوی آرامش
148-اردیبهشتی امیدوار
149-" نام زهرا به تو بانو چقدر می آید "
150-یک دانشجو
151-... حرفـِـ دل
152-" خانه دوست کجاست؟
153-"ببخشید برای شما جا نداریم "
154-روزهای خوب خواهد امد
.155.. بچه های مقاومت ...
156_مذهب امروز
156-√ جـآن نـثآر رهـبرمــ √
157- مشق عشق
158-خوزستان-شوشتر
159-فراغ یار
160-ساقی کوثر
161-اوج آسمان
162-محب الله
163-دلنوشته ها
164- این البکائــــــــون
165-سرباز سایبری
166-توبیش ازحدخدایی
167-عشق حقیقی
167-پنجره ای رو به تو...
168-باز ای
169-صدف نجابت...
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

به یاد امیر دلها

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد

خیلی اشکش را نگه می داشت ، توی چشمش ، همسرش فقط یکبار گریه اش را دید ، وقتی امام رحلت کرد. دوستش می گفت: « ما که توی نماز قنوت میگیریم از خدا می خواهیم که خیر دنیا و آخرت را به ما اعطا کند و یا هر حاجت دیگری که برای خودمان باشد اما صیاد تو قنوتش هیچ چیزی برای خودش نمی خواست. بارها می شنیدم که می گفت ( اللهم احفظ قاعدنا الخامنه ای ) بلند هم می گفت از ته دل ...».

حسن.a | 22:44 - پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393
+
فَـاصــبـِر ، صَبـــراً جمیـلاً

فَـاصــبـِر ، صَبـــراً جمیـلاً
_________________


آهــــای ساکـن ِ تابـوت ...

این کــه رسمــش نیست !

صنــوبــری بــروی ؛ لـالـه زار بــرگـــردی ...




√ بـا شـعـر هــم نـمــی شــود از غـربـت ات ســرود ...

پ . ن : بیــاموزیــم بــه دل هامان صبـــر ِ زینـبــی را ! اول مخاطب ؛ خودم !

حسن.a | 22:33 - پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393
+ |
شهید سید مجنبی علمدار
جانباز شهید «سیدمجتبی علمدار» در دوران دفاع مقدس، فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم بود و چندین مرتبه مجروح شد. پس از پایان جنگ، در واحد طرح و عملیات لشکر 25 کربلای ساری مشغول به خدمت شد.

سید مجتبی مداح اهل بیت(ع) بود با نوایی گرم که او را زبانزد خاص و عام کرده بود، اما اخلاص او بسیاری از اوقات مانع می‌شد که دیگران او را بشناسند.

شهیدعلمدار

حتی یکی از دوستانش در خاطره‌ای نمونه‌ای از توجه او به اخلاص نقل می‌کند: «من کنار سید نشسته بودم و سید هم طبق معمول شال سبزش را روی سرش انداخته بود و با سوز و گداز خاصی مشغول خواندن زیارت عاشورا و مداحی بود. بعد از اتمام مراسم، ناگهان شال سبزش را بر گردن من گذاشت. با تعجب پرسیدم: این چه کاری است؟ گفت: بگذار گردن تو باشد. بعد از لحظه‌ای دیدم جمعیت حاضر به سوی من آمدند و شروع کردند به بوسیدن و التماس دعا گفتن. با صدای بلند گفتم: اشتباه گرفته‌اید، مداح ایشان است. امّا سیّد کمی آنطرف‌تر ایستاده بود و با لبخند به من نگاه می‌کرد.»

شهید علمدار

* پای درس سید

سیدمجتبی علاوه بر تهذیب خود، از دیگران و خصوصاً جوانان نیز غافل نبود. در ادامه نمونه‌ای از سخنان این شهید بزرگوار خواهد آمد.

«آدم باید توجه کند. فردا این زبان گواهی می‌دهد. حیف نیست این زبانی که می‌تواند شهادت بدهد که اینها ده شب فاطمیه نشستند و گفتند: یا زهرا یا حسین (ع)، آن وقت گواهی بدهد که مثلاً ما شنیدیم فلان جا لهو و لعب گفت، بیهوده گفت، آلوده کرد، ناسزا گفت، به مادرش درشتی کرد...؟ احتیاط کن! در ذهنت باشد که یکی دارد مرا می‌بیند، یک آقایی دارد مرا می‌بیند. دست از پا خطا نکنم، مهدی فاطمه(س) خجالت بکشد. وقتی می‌رود خدمت مادرش که گزارش بدهد شرمنده نشود و سرش را پایین نبیندازد. بگوید: مادر! فلانی خلاف کرده، گناه کرده است. بد نیست؟! فردای قیامت جلوی حضرت زهرا(س) چه جوابی می‌خواهیم بدهیم.»

شهید علمدار در تاریخ 11 بهمن 1375 ـ همزمان با روز تولدش ـ در اثر جراحات شیمیایی در سن 30 سالگی به درجه رفیع شهادت رسید.

هم‌اتاقی‌های شهید علمدار در بیمارستان درباره نحوه شهادتش می‌گفتند: لحظه اذان، بعد از یک هفته بیهوشی کامل، بلند شد، همه را نگاه کرد، بعد از شهادتین، گفت «خداحافظ» و شهید شد …

پیکر مطهر او در گلزار شهدای ساری به خاک سپرده شده است.

حسن.a | 1:29 - چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393
+ |
شهدا شرمنده ایم

بر زمین افتادند؛
تا بر زمین نیافتیم…

عکس: مربوط به مرحله دوم عملیات فتح المبین / دشت رقابیه / منطقه عمومی شوش

حسن.a | 22:3 - سه شنبه نوزدهم فروردین 1393
+
داستان تامل برانگیز
شاگرد:استاد چیکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم!؟
استاد:شب غذای شور بخور . آب نخور و بخواب . ببین چه خوابی میبینی.
شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت
شاگرد:استاد دائم خواب آب میدیدم ! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم.
کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم ! در ساحل در رودخانه ای مشغول...
گفت اینارو خواب دیدم !
استاد فرمود:
تشنه ی آب بودی خواب آب دیدی , تشنه ی امام زمان بشو ....
تا خواب امام زمان رو ببینی !
(خیلی داغونم کرد این داستان..تازه فهمیدم چقدر بدبختم
 
حسن.a | 22:2 - سه شنبه نوزدهم فروردین 1393
+ |
اولین پست سال 93
سلام...

امیدوارم حال همه دوستان خوب باشه و ایام خوبی رو پشت سر گزاشته باشید

جای همه شما خالی از مگه برگشتیم و در ائن لحظات نورانی به یاد همه دوستان بودیم

انشالله قسمت همه ارزومندان بشه

از این به بعد هم اگه خدا نیرو بده و شهدا اجازه بدن دوباره در این کلبه کوچک تا جایی که بتونم از شهدا و رهبرم مینویسم  تا بتونم  بیادشون باشم از شون غافل نشم

ایام شهادت حضرت زهراست..برای همه دعا کنید و در اخر هم حقیر رو فراموش نکنید

التماس دعا

حسن.a | 18:55 - چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393
+
نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت
(آیه 16 سوره ق):
ولد خلقنا الأنسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید

انسان را آفریدیم و از مکئونات و وسوسه‏ های نفس او آگاه هستیم و از رگ گردنش به او نزدیک تریم.

نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد.
اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوست انم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند…
هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند.
آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!
من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند،
آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد
حسن.a | 16:36 - سه شنبه دوازدهم فروردین 1393
+ |
عيد93
سلام.

سال جديد  رو خدمت همه دوستان تبريک عرض ميکنم

انشالله امسال سال ظهور امام زمان باشه

حقير الان تو مکه معظمه هستم

انشالله به زودى قسمت همه ارزومندان بشه.

لحظه تحوىل سال کنار خانه خدا دعاگوى شما بودم

شما هم مارو از دعا محروم نکنيد

حسن.a | 20:10 - جمعه یکم فروردین 1393
+ |
یا زهرا
میگن یه روز ، ﺩﻭ تا ﻭﻫﺎﺑﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻮﺍﺭﺷﺪﻥ ﺑﻪﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ می شن ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍ ﺷﯿﻌﻪ ﺳﺖ . . . تصمیم می گیرن ﮐﻪ شیعه رو ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﻨﻦ؛ ﺍﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺗﻌﻄﯿﻼﺕ ﺑﺮﻡ ﻟﺒﻨﺎﻥ؛ ﺍﻣﺎ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ؛اه اه اه نرفتم . ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺑﺤﺮﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ قبول نکردم ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﺴﺘﻦ .. . ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﻋﺮﺍﻕ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﭘﺮﺍﺯﺷﯿﻌﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﮔﻔﺖ:ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ؟؟ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﻧﺠﺎﻫﻢ ﺗﺸﯿﻊ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ؛ ﻫﺮﺟﺎ ﺑﺮﯼ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﺮﻣﯿﺨﻮﺭﯼ. . . ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﺎ ﺧﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻥ؛ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺑﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺳﻔﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ? ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺗﻨﻬﺎ جایی هستﮐﻪ ﺷﯿﻌﻪ ﻧﺪﺍﺭه :))))))

یک میلیون صلوات به عشق حضرت زهرا - سلام الله علیها..سهم شما یک صلوات
................................
 
 
حسن.a | 17:20 - یکشنبه هجدهم اسفند 1392
+ |
حضرت امام خامنه ای
پوتین :

تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد.
حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد.
او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان، هیچ خطری متوجه ایران نمی شود.من در ملاقات با ایشان، معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم...

حسن.a | 23:26 - یکشنبه یازدهم اسفند 1392
+ |
بدون شرح
حسن.a | 0:46 - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392
+ |
جشنواره فجری که خبری از فجر افرینان در ان نیست

جشنواره های فیلم فجر با تمام امکانات برگزار میشود اما بویی از فرهنگ و اعتقاد و جوانمردی های فجر افرینان به مشام نمیرسد

از خون سالار شهیدان کرببلا و از ان تا شهدای انقلاب ایران اسلامی همه و همه در هدفی مشخص دست به شمشیر شدند تا فرهنگ اسلام ناب محمدی زنده بماند و پرچم کفر و فساد و بی بندباری سرنگون شود

فجر افرینان ایران اسلامی در شبهای عملیات خون دل خوردند  و زمزمه های روی لبانشان یا لثارات الحسین بود و امروز در جشنواره ها چه دیده میشود؟

در لحظات جان دادن تنها خواهش انان از همسران و خواهران و مادرانشان این بود نکند در فراق انان گریه کنند و صدای انان را نامحرم بشنود و از هوش بروند و چادر از سرشان رها شود

اما امروز در این جشنواره ها تبلیغ بی حجابی میشود.تبلیغ از بین بردن حجب و حیا میشود.

                                   

 عکسهای یادگاری زنان و مردان نامحرم دوش به دوش هم  و گاهگاهی هم دست در دست هم می اندازند و احساس شادی و رضایت و تمدن میکنند و رسانه های ما هم انها را برای مردم به نمایش می گزارد

                                  

اهداف فجر افرینان این بود تا فتنه گران و منافقان  را سرکوب کنند اما امروز در جشنواره ها کسانی را دعوت میکنند که از عوامل فتنه بودند و در ان روزهای سخت به منافقان امید می دادند و انها را تشویق میکردند.

                                                  

 

                                  

کجای این جشنواره بوی فجر وبوی شهدا و فرهنگشان  را میدهد؟

مدیران و مسئولان این جشنواره ها بدانید اینچنین جشنواره ها نه اینکه ترویج فرهنگ شهدا نیست بلکه عین بی فرهنگی است که تقلید از غربی ها و غرب زده ها میشود

الگوی ما شهیدان ما هستند.الگوی ما حضرت زهرا (ص)است نه انانی که به وقت عیش و نوش در پارتی ها و مجلس های مختلط میگردند و در زمان اجرای نقش با چادر و حجاب وارد میشوند و جوانان را به حجاب  بد بین میکنند.

الگوی ما انانی هستند که در زندانهای شاه ملعون شکنجه شدند اما چیزی از امام نگفتند نه انانی که در زمان طاغوت به صورت برهنه خود را نمایش میدادند

کمی در کارهای خود تجدید نظر کنید و یا با دقت بیشتری به محیط خود نگاه کنید تا نکند فرداها پشیمان بشویم

گمان نکنید ملت ایران و سربازان رهبری معظم خاموش اند و متوجه این حرکات مرموزانه نمی شوند.بدانید سربازان امام خامنه ای به هوش اند اما منتظر فرمان ولی زمان خود هستند

حسن.a | 19:18 - پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392
+ |
شهید جعفر عباسی سورکی
عملیات والفجر6 بود..

گردان تحت محاصره قرار گرفته بود..

عده ای زیادی از همرزمان شهید شده بودند و عده ای هم مجروح..

شهید به همراه یکی از دوستان که به شدت مجروح شده بودند با صورتی خون الود

 و به زحمت خود را به منزل خواهر خود که واقع در اهواز بود رساندند ..

در آنجا دو ساعتی استراحت کردند و کمی غذا خوردند.

دامادشان که از این اوضاع با خبر بود به انها گفت:

 برگردید عقب..اینجا فعلا اوضاع اصلا خوب نیست..لشگر در حال تار و مار شدن است..

شهید عباسی بعد از کمی سکوت ...

رو کرد به سمت آقای شاکری که خود در جبهه ها بود و فرمود:

از شما خواهش میکنم دیگر این حرف را نزنید حرف فقط حرف امام عزیز است..

تا او دستور عقب نشینی را ندهد محال است به عقب برگردیم حتی اگر تکه تکه شویم ...

راوی:خواهر شهید


برچسب‌ها: شهید جعفر عباسی سورکی, شهادت, اهواز
حسن.a | 12:34 - چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392
+ |
کاغذ بازی هایی که دل خانواده های شهدا زنده را خون می کند !
 

حضرت امام خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب آن یادگاران را شهیدان زنده ای خطاب می کند که دیگر دست نیافتنی هستند و گنجینه های این انقلاب به شمار می روند .

ادامه موضوع در ادامه مطلب


برچسب‌ها: حسن عباسی سورکی, جانبازان, شهدا

ادامه مطلب
حسن.a | 14:44 - شنبه نوزدهم بهمن 1392
+ |
شهید جعفر عباسی سورکی
بعد از عمل  جراحی تحت نظر شدید دکتر در بیمارستان بقیه الله تهران بستری بود

از کنار پنجره اتاق بیمارستان حرم مطهر امام خمینی نمایان بود

هر روز به زحمت به کنار پنجره می امد و با گریه میگفت خیلی دلم برای حرم امام تنگ است..میترسم عمرم کفاف ندهد تا یکبار دیگر به زیارت امام بروم

و باز مجددا به روی تخت دراز میکشید

این ارزو در دلش ماتد اما بعد از شهادت او را اول به حرم امام بردیم  و بعد از ان منتقل کردیم به مازندران

راوی:عباسعلی موتمن(بازنشته ارتش جمهوری اسلامی ایران)

کسی که در تمام دوران بستری شدن در کنارش بود.

                     رایگان

 

 


برچسب‌ها: شهید جعفر عباسی سورکی, حرم امام
حسن.a | 9:23 - چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392
+ |
شهید مصطفی احمدی روشن
سر قبر نشسته بودم … باران می آمد.
روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن ….
از خواب پریدم.
مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم.
بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم.
زد به خنده و شوخی گفت : بادمجون بم آفت نداره…
ولی یه بار خیلی جدی ازش پرسیدم که :کی شهید می شی مصطفی؟ مکث نکرد، گفت : سی سالگی …
باران می بارید شبی که خاکش می کردیم…
حسن.a | 22:19 - سه شنبه پانزدهم بهمن 1392
+ |
آشتی با امام عصر
حضرت امام حسن مجتبی (ع) در عالم خواب یا مکاشفه به مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی فرمودند :
«در منبرها به مردم بگویید و به آنان دستور دهید .توبه کنند و درباره ی تعجیل ظهور حضرت دعا کنید .
دعا برای آمدن آن حضرت مانند نماز میت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن عده ای از دیگران ساقط شود ؛بلکه مانند نمازهای پنج گانه است برهر مرد و زن بالغ واجب است برای ظهور امام زمان غایب دعا کنند.»
آشتی با امام عصر ص91
**********************************************************************
امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود:
آقاجان! قربانتان بشوم, چرا
با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟
فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما
دعای سلامتی من را می خوانید (یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ....
شما باید دعای(الهی عظم البلا) را زیاد بخوانید
سلام من دارم سعی می کنم این دو مطلب را در اینترنت گسترش بدم به این صورت که به وبلاگای مختلف سر می زنم و در نظراتشون این مطلب رو میذارم اگه اون افراد هم در هرروز یا ماه به چند نفر خبر بدن افراد زیادی مطلع میشن یا اینکه یه پست از این مطلب تو وبلاگت قرار بده ،یا به اطرافیانتون یاد آوری کنین اگه هستی بهم خبر بده لطفا
وبا هر توانی که داری این مطلب رو منتشر کنید
امام زمان و سید بن طاووس صفحه238.نجم الثاقب صفحه 480
حسن.a | 12:47 - سه شنبه پانزدهم بهمن 1392
+
شهید جعفر عباسی سورکی
علاقه زیادی به خوردن ماهی داشت

 ناهار را در منزل خواهر خود دعوت بودند و در انجا برای ناهار ماهی سرخ کرده بودند

داماد شهید در نیروی انتطامی بود و مشغول خدمت کردن بود

سفره پهن شد و همه روی سفره نشستند.ناگهان از روی سفره بلند شد و به بیرون رفت..خواهر خود را صدا زد و فرمود:این ماهی را چه کسی برای شما اورده.ایا کسی برای شما هدیه اورده؟ایا کسی از بابت تشکر به شما داده؟

خواهر شهید میگوید به او گفتم نه این ماهی را من و شوهرم  از دریا صید کردیم

تا این حرف را زدم دیدم خوشحال شد و گفت ببخشید اگر سوال کردم..خواستم بدانم این ماهی چگونه بر سر سفره امد.

دست هایش را شست و گفت حالا این ماهی را خوردن دارد

راوی:خواهر شهید

                                   persian chat rooms


برچسب‌ها: شهید جعفرعباسی سورکی
حسن.a | 15:47 - دوشنبه چهاردهم بهمن 1392
+ |
مداح و ذاکر اهل بیت شهید عبدالکریم ساجدی فر
سلام....

این درد و دل فرزند شهیدیست که هرگز بابای خود را ندید..

راستش تا این مطلب رو خوندم دلم ریخت و دلم خواست بزارم توی وبلاگ

امیدوارم منو حلال کنند.

دانلود فیلم با لینک مستقیم

تقدیم به بابای خوبم که هیچ وقت ندیدمت ....

قلبم خسته است از تپیدن...
روزهای زیادی سپری شد بــی تـــــو
ولـی هنوز هم یـادتـــــــ پاورچین پاورچین مــی آید
و کنار من و تمامـــــــ لحظاتــم جا خوش مــی کند
همیشه جای خالیت را حس میکنم
کاش روزی تو رویاهای شبانه ام ببینمت
اینو بهت میگم که بدونی ...
بابای مهربونم ... زمان زیادیه که دورم ازت
همیشه با یادت و با نامت زندگی میکنم
بابای خوبم سلام منو به خدا برسون

مداح و ذاکر اهل بیت شهید عبدالکریم ساجدی فر..شادی روحش صلوات


برچسب‌ها: مداح و ذاکر اهل بیت شهید عبدالکریم ساجدی فر, دلتنگی, شهادت
حسن.a | 20:30 - شنبه دوازدهم بهمن 1392
+ |
شوق شهادت
شهدا را یاد کنید با ذکر صلوات
اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد وَ آلِـ مُحَـمَّد وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم

برچسب‌ها: شهادت
حسن.a | 0:38 - پنجشنبه دهم بهمن 1392
+ |
منوي اصلي
صفحه نخست
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ

این عکسه بابامه ....الان 19 ساله شهید شده ...برا شادی روحش یه صلوات هدیه بدین...
پاسدار جانباز شهید جعفر عباسی...
نذر كردم ز غمت گريه كنم تا به ابد

سلام..از اینکه از وب من دیدن میکنید ممنونم......این وبلاک بیشتر مطالبش از شهداست اما بعضی از اوقات به اصرار دوستان عاشقونه هم میزارم .خدایا پشت تکرار خطاهایم بنویس جوانی....براي امرزش گناهانم دعا كنيد............شادی روح شهدا صلوات
..............................................
شعرم نگفتنی شد وقتی که رفته بودی
من ماندم و غروبی در غربت کبودی

گفتی می آیی اما رفتی و برنگشتی
از آسمان چشم دیدم که پرگشودی

رنگ غروب دارد بغض سکوت سردم
ای مهربان تو هرگز نا مهربان نبودی

بر روی خاطراتم امروز می نویسم
یادت بخیر بابا آن روزها که بودی
...........................................
شده هی بخوای بخوابی...............تاپ تاپه قلبت نزاره؟

فکر کنی خدایا اونم......................خوابیده یا که بیداره؟

شده بی خوابی بگیری..................صد هزار نقشه بچینی؟

دنباله بهونه باشی........................که اونو فردا ببینی؟

شده شب که سر می زاری..............آرزو کنی بمیری؟

دم دم های صبح که میشه..............نفریناتو پس بگیری؟
............................................
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
خارم کرده ای
خسته ام زین عشق دلخونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این توولیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیداو پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودمو نشناختی
.............................................
آدمك آخر دنیاست ، بخند

آدمك مرگ همینجاست ، بخند

آن خدایی كه بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

دست خطی كه تو را عاشق كرد

شو‌خی ِ كاغذی ِ ماست ، بخند

فكر كن درد تو ارزشمند است

فكر كن گریه چه زیباست ، بخند

صبح فردا به شبت نیست كه نیست

تازه انگار كه فرداست ، بخند

راستی آنچه به یادت دادیم

پر زدن نیست كه درجاست ، بخند
...............................................

من به یک احساس خالی دلخوشم
من به گل های خیالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالی دلخوشم
آسمانم: حجم سرد یک قفس
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
با هوای این حوالی دلخوشم
.........................................
هر دلی دیدم ، یاری داره ، دل من چی داره
سیاهی شب ، ماهو داره ، دل من چی داره
وقتی سنگ قلب آدما ، عشقی بینشون نیست
واسه دل پر غصه ی من ، دلی مهربون نیست
عشق واقعی تو قصه هاست ، تو خیال و خوابه
دوست دارم گفتنشون ، همشون سرابه...
......................................
شبی برای خاطرت به ناکجا رسیده ام.بیا مرا عبور ده که از زمین بریده ام/شبی صدا زدم تو را میان مرگ و زندگی.شنیده ای مرا ولی سکوت از تو دیده ام/غروب میکند دلم و تو طلوع میکنی.رها مکن مرا به خود که جان به لب رسیده ام/شبی صدای آه من به آسمان رسیدو تو.به خواب من نیامدی و خلوتی گزیده ام.
.........................................
ین زندگی قشنگ من ، مال شما / ایام سپید رنگ من ، مال شما

بابای همیشه خوب من ، را بدهید / این سهمیه های جنگ من ، مال شما

...........................................
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

دل سرگشته من اینهمه بیهوده مگرد

خانه دوست همین جاست اگر بگذارند

سند عقل مشاع است اگر بگذارند

عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

غضب آلوده نگاهم میکنید ای مردم

دل من مال شماهاست اگر بگذارند
.......................................
چقدر سخته…
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب
نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و دیوار
نتونی همزبون باشی

چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه
ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه
ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه
نتونی ناجیِش باشی
چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی
بپوسی خسته بیرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی
ولی توو سینه داغون شی
...........................
من صبورم اما

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را

از شب متروک دلم دور کند

می ترسم . . .

من صبورم اما

آه...

این بغض گران صبر نمی داند چیست...
...................
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.. من خودم بودم و یک حس غریب... که به صد عشق و هوس می ارزید... من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت... گر چه در حسرت گندم پوسید... من نه عاشق بودم.... نه دلداده به گیسوی بلند.... و نه الوده به افکار پلید.... من به دنبال نگاهی بودم ....که مرا.... از پس دیوانگی ام می فهمید.... و خدا می داند ... سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود...
...............................
منو با اسم چشم مخصوص تماشاست اگر... بگذارند لینک کنید
....................................
از این سایت دیدن کنید www.rooze10.ir/
.......................................................
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند یک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ی تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت یک پرده تور
که تو هرروز آن را
به کناری بزنی
دل من ساکن دیوارو دری
که تو هرروز از آن می گذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغچه بود
که تو هرروز به آن می نگری
دل من رادیدی؟
ساکن کفش تو بود
یادت هست؟
.......................................
هرکس همنفسم بود دست اخر قفسم بود من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشم مهربونی خواب یک توطه میدید...........
.......................................
خداحافظ گل لادن
تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق
چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه
گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی
به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو
خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی
داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم
گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا...
...............................
از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند،تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند،پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار تنها،به این بهانه که بارانی‌ات کنند،یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند،این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند،ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی،شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند،یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست،از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند،آب طلب نکرده همیشه مراد نیست،گاهی بهانه ای است که قربانی‌ات کنند.
...........................
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يك نفر سوخته جان است
به دادش برسيد
خسته از هر دو جهان است
به دادش برسيد
در فراق رخ مهتاب
گرفتار شده است
اشكش از ديده روان است
به دادش برسيد
گر چه پروانه شدن
در دل آتش عشق است
ليك پروانه جوان است
به دادش برسيد
...................................
هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم
...........................
چه موجود عجیبی است این انسان
وقتی صدایش می کنی، نمی شنود
وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند
وقتی دوستش داری، به فکرت نیست
اما ،
وقتی می شنود، که دیگر صدایت گرفته
وقتی می بیند، که خسته در راه افتاده ای
وقتی به فکرت هست، که دیگر نیستی
...............................
من . . .

دیگر با همه‌ی . . .

دنـیا . . .

قهرم . . .

اما . . .

. . . تو . . .

صدایم کــن . . .

برمـی گردم . . .


_________________________________
گاهــے فعل هـــا
چنــان سریع ماضــے مــے شوند
کــه باور نمــے کنـــے
مــے گوینــد...مـے گفت
مــے شود...شــد
...مــے رفت...رفت
و رفت...
و دیگر هیچ گــــــاه
بـــاز نخواهـــد گشتــــ
..............................
به سلامتی دیوار! نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.
به سلامتی دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.
به سلامتی سایه! که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.
به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.
به سلامتی نهنگ! که گنده‌لات دریاست.
به سلامتی زنجیر! نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.
به سلامتی کرم خاکی!نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش
به سلامتی پل عابر پیاده! که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !
به سلامتی رودخونه!که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.
به سلامتی گاو!که نمی‌گه من، می‌گه ما.
به سلامتی دریا! که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.
به سلامتی بیل! که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.
به سلامتی دریا! که قربونیاشو پس می‌آره.
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع! که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره.
به سلامتی ...
به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ...
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ...
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن ...
به سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن ...
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه ...
به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست ...
به سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه ...
به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دائمیه!
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند ...
به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد !
به سلامتی کسی که دید بغلیش تو تاکسی پول نداره
به راننده گفت : پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن!
به سلامتی بیل! که هرچ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه ...
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره ...
به سلامتی اونی که بیکسه، ولی ناکس نیست ...
به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه ...
به سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن ...
گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت : ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند ....
به سلامتی اون دختری که حاضره زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه ...
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم ...
به سلامتی کسی که وقتی بهش زنگ میزنی و خوابه
ولی واسه اینکه دلت رو نشکنه میگه: خوب شد زنگ زدی؛ باید بیدار میشدم ...
به سلامتی اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری ...
به سلامتی اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی ...
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطر غروب پاییزه ...
به سلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن"
چون هم تو هستی توش، هم من ...
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه ...
به سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !
به سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
به سلامتی اون پسری که خواست آدم بشه ...
ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت و بهش فهموند که
همیشه پای یک زن در میان است !

سلامتی اون پسری که رفت سربازی تا مرد بشه ولی وقتی برگشت دید اون دختری که میخواست زن شده . . .!
سلامتی هرچی مرده . .!
به سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز که ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه ...
به سلامتی دوست خوبی که
مثل خط سفید وسط جاده است
تکه تکه میشه
ولی بازم پا به پات میاد ...
به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده ...
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه
میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش،
اما بچه اش خجالت میکشه
به دوستاش بگه که این پدرمه ...
به سلامتی نوشابه که خانواده داره و خیلی ها همینش هم ندارن !
به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با یه شلوار کردی دور زد ...
به سلامتی سرنوشت که نمی‌شه اونو از سر نوشت ...
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوای سرد و وانفسای بی عدالتی داره به عشق زن و بچه اش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره ...
به سلامتی اون کارگری که از افتضاح اختلاس 3000 میلیارد تومانی خبر داره اما باز اول صبح بچه شو میبوسه و برای ماهی 200 هزار تومان پول حلال میره سر کار و عرق میریزه ...
به سلامتی اونهائی که دوستت دارم رو درک می کنند و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن ...
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن ...
به سلامتی دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین... چون دارم یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم !
به سلامتی اون زنی که از صبح تا شب کار میکنه تا شوهر جانبازش که دیگه توان کار کردن نداره پیش بچه هاش شرمنده نشه
به سلامتی اون خانمی که چادر کهنه اشوروبخاطر کمک به اقتصاد خانواده اش پشته رو میکنه ودوباره می دوزه ولی حجابشو ترک نمیکنه
به سلامتی اونایی که با موتور گازی تو هوای سرد زمستون زن وبچه هاشون رو میبرن مدرسه وسرکار وخدارو شکر میکنند که ماشین ندارند چون غصه بنزین وپارکینک رو هم ندارند
به سلامتی اون زنی که هر روز سروصدا وفحش وناسزای شوهرشو رو تحمل میکنه وخداروشکر میکنه که اوزنده است وسایه اش بر سر بچه هاشه

به سلامتی اونایی که بیگاری میکنند ولی بیکاری نمیکنند
به سلامتی اون پسر روزنامه فروشی که پشت ثانیه های چراغ قرمز روزنامه میفروشه و در همون ثانیه ها روزیشو از خدا میگیره
به سلامتی اون معلمی که جونشو به خطر انداخت تا دانش آموزان یک کلاس رو از آتش بخاری نجات بده
به سلامتی اون پدر جوراب فروش مریضی که یخچال تو خونه شون ندارند تلویزیون وماشین لباسشویی ندارنداسایش ندارند ولی ارامش وشادی دارند وخدارو شکر میکنند



و در آخر به سلامتی تو، که از همه بهترینی ...

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
وقت اضافی برای خدا!

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!


چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!


چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!


چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!


چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!


چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!


چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!


خنده داره
اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

"این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره"
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ


(( زيارت عاشورا ))
بسم الله الرحمن الرحيم
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام.
عاشقان حسين(ع) التماس دعا

برچسب‌ها
حجاب
شهادت
جبهه
اشعار حسن عباسی سورکی
شهید جعفر عباسی سورکی
چادر
حسن عباسی
شهید
حسن عباسی سورکی
شهدا
رهبر
سورکی
جعفر عباسی
دلنوشته حسن عباسی سورکی
نامردی
دلنوشنه
سورک
شهید زین الدین
شهید عباسی
حرم امام
سايت مراجع تقليد

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


استخاره آنلاین با قرآن کریم

امکانات


طراح قالب : گرافیک ایران