آخرين مطالب
شهدا شرمنده ایم
دختر کوچک شهید
مذاکرات
مرام شهدا
چادر آدم‌ها را فرشته می‌کند
دهه فجر
بدون شرح
جنگ نرم
راهکارهای کوچکی برای مهربان بودن
شهدا
جنگ نرم یعنی فرزندان و نوگلان ما یانگوم و سوسانو رو بهتر از حضرت زهرا (س) و زینب کبری(س) بشناسند
دعای قنوت امام خامنه ای در نوجوانی
ﺷﻬﯿﺪ ﺷﻔﯿﻌﯽ
ماهواره
شهدا
نماز
چادر
شهید ﭼﻤﺮﺍﻥ
کربلا
شهادت
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺷﻬﯿﺪ ﺯﯾﻦﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﯽﺣﺠﺎﺏ
دیـدار رهبری با حانواده شهیـد ارمنی، شهید «مانوکیان» ♥•٠
........
اطلاعیه
اقا بیا
آرشيو مطالب
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
آرشيو
پيوندها
1- سايت دفتر مقام معظم رهبرى (حفظه الله)
2_داستان و رمان.
3-محفوز نيوز
4-عشق يعني يه پلاك
5-کبوتر عشق
6-rain nice
7-نخل ها ایستاده میمیرند
8-فانوس وراه و..........)
9-سرداران بي پلاك
10-لحظه های قشنگ باتو بودن
11-يازده
13-خانه خورشید
14-عشاق المهدی
15-اسمان فرصت پرواز بلنديست
16-اسموني
17-کوله پشتی من
19-...قاصدك...
20-خط شکن
22-دل شکسته
23-جامانده از شهدا
25-بچه شیعه
26-حمایت از دختران
come 2 my web plz--27-
28--ممنونم ای خدا
29-دوستت دارم
30-پسرک عاشق
31-رویای خیس
32-بهشت هیئت الرضا
33-( سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم )
34-سیاستی از جنس امام
لحظه لحظه انتظار...
35-ضیافت عشق
36- بابهار می اید
37-بانـــــو و آقــــای همسر
38-سرزمین عاشقان
40-و مگر شهیدی هست که گمنام نباشد
41-کوچه های امن
42-یک قدم تابهشت
43-وبلاگ صنایع دریایی
44-همه زندگی من
45- نهضت سرخ
46-از هر دري سخني
47-هبوط عشق
48-طفل الرضيع
49-نم نم باران
50-اديب عشق
51-عصر بيداري
52-گل بارون زده
53-دانش آموز بسیجی قرآن و معنویت
54-هياهوي شب1
55-`پدر اسماني من
56-یا اباالفضل ...یا معین بلا معین (عمومی)
57-دختر باروني
58-بسم رب الشهدا والصالحین
59-ردپای عشق
60-امير قافله عشق
61-گنجشك تابوت نميخواهد
62-امامزاده پير مردان
63-گذرگاه
64-وهابيت
65-سایت طنز و تفریحی
66-دفتر نقاشی من گم شده
67-از پرستو مخواه که بماند
68-شیعه 110
69-دانلود جدیدترین نوحه ها
70-ترنم
71-اهل دلا
72-سبکبالان وعاشقان همیشه جاوید
73-لشکر25کربلا
74-تــ-ـنــ-ـهایـــ-ــی
75-highschool
76-دل ریش
77-مرده متحرک
79ـامشبـــــــــــ ... تنهــــــــــایی
80جنبش مرصوص
81ـاللهم عجل الولیک الفرج
82-ولایت
83-رهروان کوثر
84-قلم باران
85-
86-رد پای حقیقت
88-کسی که آمدنی بودوهست می آید(دل خسته)
89-ღ این روزها ღ
90-عشق ضربدر2
91-گل یاس
92-دست نیاز چشم امید
93-چون میگذرد غمی نیست...غصه نخور...
94-.:: نایبـــ بلاگـــ ::.
95-رفع عطش ثوابه
96-((دفتر مخش))
97-قرارمون تو اسمون
98-رایحه نور
99-هیئت منتظران شهادت
100-❤ ღshabe kavirღ
101-سربداران
102-فطرس
103- ثانیه های بهشتی
104-یا فاطمة الزهرا(س)
105-محب الحسین
106-شراب،نماز،عاشورا
107-صبورا
108-بربال پرواز
109-موسیقی رپ
110-شهدای زینبیه میانه
111-در اقلیت بودن تنها بودن نیست
112-پی قد قامت عشق
113-شهدا شرمنده ایم
114-...کلبه ی مِهر...
115-گاهـی دلم بـرای خودم تنگـــــ مـی شود...
116-وبلاگ 18 تن از شهدای روستای وسطی کلا قائمشهر
117-«لبيك يا امام خامنه اي»
118-" حرفای ناگفته اکسیژن"
119-انتظار غریب
120-* به نام خدای مهربانی‌ های بی‌ بهانه *
121-تقدیم به پدرآسمانیم
122-رنگ شیشه
123-"پایان خوب انتظار"
124-لاله های بهشتی
125-خاکستر سبز
126-((رهروان ولايت))
127-●●● ســـــــربآزآنــ امآمـ زمآنــــ ●●●
128-مهاجرت
129-کلبه کلام
130-یار خراسانی
131-با ولایت تاشهادت
132-سرزمین عاشقان
133-" ما غير از خدا كسي را نداريم"
134-با اسم ایلام شهری گمشده در جنگ-
135-خیمه گاه فاطمیون
136-روزنامه دیواری دیجیتال
136-شهید گمنام
137- صبح وصال
138-"جام تهی"
139-" مـــــثل هیچکســـــــــــــــــــــ.....
140-ღ♥ღکُــــلبه ی تَنهــــــــــــایی منღ♥ღ
141-"طلوعی در تاریکی"
142- "زیر آسمان دلم..."
143_یه فنجون قهوه
145-+++ طائفین ++
146-کلبه ی شعرعلی
147- در جستجوی آرامش
148-اردیبهشتی امیدوار
149-" نام زهرا به تو بانو چقدر می آید "
150-یک دانشجو
151-... حرفـِـ دل
152-" خانه دوست کجاست؟
153-"ببخشید برای شما جا نداریم "
154-روزهای خوب خواهد امد
.155.. بچه های مقاومت ...
156_مذهب امروز
156-√ جـآن نـثآر رهـبرمــ √
157- مشق عشق
158-خوزستان-شوشتر
159-فراغ یار
160-ساقی کوثر
161-اوج آسمان
162-محب الله
163-دلنوشته ها
164- این البکائــــــــون
165-سرباز سایبری
166-توبیش ازحدخدایی
167-عشق حقیقی
167-پنجره ای رو به تو...
168-باز ای
169-صدف نجابت...
170-چهارده معصوم
171-« امیدآخرین فاطمه (س) »
172-بیدکان سرزمین جاویدان
شهدا شرمنده ایم
 
چشم به راه
روی تپه ے آبادے
نشسته است .
ـ پس خورشیدم را
کے مے آورند؟
حسن.a | 15:57 - دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳
+
دختر کوچک شهید
 
با عرض پوزش از فرزندان شهدا

طرف مسئول کاروان شهدا بود می‌گفت:
پیکر شهدا رو واسه تشییع می‌بردن؛ نزدیک خرم آباد دیدم جلو یکی از تریلی ها شلوغ شده، اومدم جلو دیدم
یه دختر 14،15 ساله جلو تریلی دراز کشیده، گفتم: چی شده؟
گفتن: هیچی این دختره اسم باباشو رو این تابوت ها دیده گفته تا بابامو نبینم نمیذارم رد شید
بهش گفتم : صبر کن دو روز دیگه می‌رسه تهران معراج شهدا، برمیگردوننشون
گفت: نه من حالیم نمیشه، من به دنیا نیومده بودم بابام شهید شده،باید بابامو ببینم
تابوت هارو گذاشتم زمین پرچمو باز کردم یه کفن کوچولو درآوردم
سه چهارتا تیکه استخوان دادم؛
هی میمالید به چشماش، هی می‌گفت بابا،بابا...
دیدم این دختر داره جون میده گفتم: دیگه بسه عزیزم بذار برسونیم
گفت: تورو خدا بذار یه خواهش بکنم؟
گفتم: بگو
گفت: حالا که میخواید ببرید به من بگید استخوان دست بابام کدومه؟
همه مات و مبهوت مونده بودن که میخواد چیکار کنه این دختر
اما...
کاری کرد که زمین و زمانو به لرزه درآورد...
استخوان دست باباشو دادم دستش؛ تا گرفت گذاشت رو سرش و گفت:
"آرزو داشتم یه روز بابام دست بکشه رو سرم"
.
.
.
چقدر ما به شهدا مدیونیم...
حسن.a | 15:31 - دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳
+
مذاکرات
 

بار دیگر حرفهایت بر جهان ابلاغ شد

بر سر مستکبران چون ضربه شلاق شد

مرحبا بر اقتدارت یا علی خامنه ای

پبش بینی هایتان ابراز بی اغراق شد

گفته بودی بنده خوشبین نیستم بر ظالمان

جمله های نابتان چون چشمه اخلاق شد

گفته ای باید مقاوم بود تا صبح امید

نکته ای دیگر بر ان گزینه ها الصاق شد

ما همه هر یک نشان از مصطفایی دیگریم

غیر ما سرباز های کوچکت قنداق شد

شاعر:حسن عباسی  سورکی

 75404667231913416174.jpg


برچسب‌ها: اشعار حسن عباسی, مذاکرات
حسن.a | 17:44 - یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳
+ |
مرام شهدا


آن آزادی که غرب می گوید « رهایی از هر تقید و تعهد » است و این آزادی که ما می گوییم نیز «رهایی از هر تعلقی » است.
شهید سید مرتضی آوینی

حسن.a | 19:43 - شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳
+ |
چادر آدم‌ها را فرشته می‌کند
کودکی که برای بار اول چادر سرش می‌کند و همه می‌گویند «مثل فرشته‌ شدی» این احساس در ذهنش می‌ماند که چادر آدم‌ها را فرشته می‌کند.اگر تابلو زده شود که فرشته‌ها محجبه‌اند؛ این کودک به خوبی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.اما اگر بار اولی که کودک چادر سر می‌کند همه به او بگویند «مثل پیرزن‌ها شدی» بعدها او نمی‌تواند میان احساسات اولیه خود با آن رفتاری که می‌خواهد انتخاب کند تطیبق ایجاد کند.

حسن.a | 2:22 - دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳
+ |
دهه فجر

کجایند ان حرامیان که ببینید ما زیر بار ذلت نمیرویم

دهه فجر بر همه فجر افرینان مبارک باد

حسن.a | 17:51 - سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳
+
بدون شرح

حسن.a | 17:41 - سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳
+ |
جنگ نرم

حسن.a | 17:45 - یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳
+
راهکارهای کوچکی برای مهربان بودن

♥•٠·˙ 
• لب پنجره اتاقت كاسه ای آب و غذا برای پرندگان بذار و اینو عادت خودت كن ؛ 
• وسایل و پوشاكى را كه استفاده نمى كنى داخل كیسه بذار و به كارگری بده ؛
• در اتاقت قلكی بذار و هربار گناه كردی مبلغ كوچكی توش بنداز و بعد یك ماه درشو باز كن و صدقه بده و هر ماه اینو تكرار كن ؛ 
• یه مبلغی از حقوقت رو كفالت یتیم بكن ؛
• تو مسجد قرآن بذار تا ثواب خوندنش بهت برسه ؛
• بعد نوشیدن آب ، اگه آب زیاد اومد به نزدیكترین گیاهی كه پهلوته بده به نیت اموات، 
• شادی رو به قلب هر مسلمونی وارد كن مخصوصا اونایى كه غصه دارن ؛
• به هر كی رد میشه لبخند بزن و سلام كن به اونایی كه نشستن ؛
• با مردم قشنگ صحبت کن، سخن نیكو صدقه است؛ 
• نخواب مگر اینكه هركی بهت بدی كرده رو ببخشى، اگر چه كه غیبت یا تهمت بوده یا ظلم بهت كرده.

 

حسن.a | 17:33 - یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳
+
شهدا

حسن.a | 17:20 - یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳
+ |
جنگ نرم یعنی فرزندان و نوگلان ما یانگوم و سوسانو رو بهتر از حضرت زهرا (س) و زینب کبری(س) بشناسند

کشور عزیزمان ایران در برهه ای از زمان در مقابل جنگ تن به تن مقاومت نمود و جهانیان پنداشتند که در مقابل ایران و ایرانی نمیتوانند قد علم نمایند.از همین رو به این فکر افتادند تا نحوه جنگیدن را تغییر دهند و شانس خود را برای ضربه زدن به این نظام از راههای دیگری امتحان کنند.

انان همانند مار زخم خورده ای از همان اوایل بیروزی انقلاب  اسلامی در اتاق فکرها نشستند و از تمام امکانات مالی و مادی و فرهنگی خود استفاده کردند تا بتوانند بر فرهنگ و ادب و هنر  و ارزش های دینی این ملت مسلط شوند .

این روش بسیار خطرناک که جنگ نرم نام دارد یکی از خطرناک ترین راه های نفوذ در هر کشور و ملت است

از انجایی که در جنگ تن به تن دشمن را در روبرو میتوان مشاهده کرد و به راحتی ان را شناخت اما در جنگ نرم دشمن همانند سایه ای همیشه افراد را دنبال میکند و همانند گرگی است که در لباس میش حاضر میشود و تشخیص ان بسیار سخت و دشوار میشود

فضای رسانه ای ما دنیای مجازی ما و مخصوصا  صدا و سیمای باید بدانند که نکند روزی مغلوب ان شیطان صفتان شویم .

صدا و سیمای ما باید بداند که جنگ نرم یعنی فرزندان و نوگلان ما یانگوم و سوسانو رو بهتر از حضرت زهرا (س) و زینب کبری(س) بشناسند

فضای سینما و هنر کشور باید بداند جنگ نرم یعنی که فضای فرهنگی و هنری سینما  تبدیل

به یک ناهنجاری شود و سینماها و جشنواره ها نه اینکه بوی فرهنگ دینی و ایرانی ندهد بلکه تقلید از سینمای هالیوود و افکار انان شود و محدود دفعات افکار و یاد شهدا تبلور کند.

فضای فرهنگی جامعه و مسیولین فرهنگی باید بدانند جنگ نرم یعنی اینکه به جای اینکه الگوی جوانان حضرت زهرا (س)و امیرالمونین (ع)باشند الگویشان بازیگران از خدا بی خبر  ,و فاسد سینماهای غربی شود .

الگوی مادران و دختران ما باید مادران و همسران شهدایی باشند که یک عمر در لباس عفت و حیا زندگی کردند و میکنند و هیچ ادعایی هم ندارند

فضای علمی کشور باید بداند جنگ نرم یعنی اینکه تنها همه جوانان را سرگرم تحصیل کرد و انها را از تهذیب و خودسازی و خودباوری دور داشت و انها را از درس وفاداری ایثار مقاومت از خودگذشتگی بی خبر گذاشت

فضای سیاسی کشور باید بداند جنگ نرم یعنی اینکه همه احزاب و گروه ها به جان هم بیفتند و هرکدام برای خود مرام و منطق جداگانه داشته باشند و طبل خود را به صدا در اورند و ان ید واحد را از دست بدهند و خود به جان هم بیفتند و هزارن نمونه دیگر در اینجا مجالی برای گفتن انها وجود ندارد.

باید مراقب بود نکند در این میدان حساس در مقابل شهدا شرمنده بشویم.

در این معرکه ای که تمام قدرت های به ظاهر قوی و مستقل دنیا که علیه این کشور و مردمان ان دندان تیز کرده اند تا فرهنگ دینی و ایرانی و اسلامی ان را کم رنک کنند همه ما باید در زیر یک برچم و یک علم که به جرات میتوان گفت که هیچ برچمی قوی تر و مطمئن تر از برچم ولایت نیست جمع شویم و ید واحد تشکیل بدهیم

اگر همه ما ولایت محور باشیم اعم از جوانان و نوجوانان و حتی نخبگان  و مسئولین لشگری و کشوری جامعه خود را در مقام ولایت چو سربازی قلمداد کنند و گوش به فرمان باشند هیچ قدرتی در دنیا نمی تواند در ما و فرهنگ و هنر و اعتقادات ما وارد شود و ما را به تزلزل بکشاند و ان شالله  به حول قوه الاهی علمدار و میدان دار عشق امام خامنه ای عزیز این برچم را به صاحب اصلی اش امام زمان (عج )تحویل بدهد

و در اخر هم  می توان گفت امروز مسئولیت در فضای مجازی برای سربازان ولایت و امام زمان همانند مسئولیتی است که شهدا در خط مقدم جبهه ها داشتند و اگر غفلتی سر بزند امکان دارد دشمن از خط قرمز های ما عبور کند بدون انکه خود متوجه شویم و خدای ناکرده در کمین دشمن  گرفتار شویم و همان گونه که رهبر معظم انقلاب اشاره فرمودند امروز مسئولیت در فضای مجازی بسیار سنگین است و فردای محشر از ما سوال خواهد شد که وقت را در فضای سایبری و مجازی چگونه گذراندیم 

من الله توفیق

سرباز کوچک  امام  سید علی خامنه ای (مدظله عالی)

حسن.a | 20:54 - دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳
+ |
دعای قنوت امام خامنه ای در نوجوانی
یک بار ما خدمت حضرت آقا بودیم اجازه داشتیم سئوال بپرسیم.دربین ما یکی یه سوالی پرسید که ما رومون نمی‌شد بپرسیم یا برامون سخت بود این سوال. برگشت گفت که حضرت آقا! اصلاً شما فکر می‌کردید که رهبر بشین؟! مثلاً شما 12-13سالتون بوده فرض کنید در مدرسه‌ی علمیه‌ای در مشهد داشتید درس می‌خوندید اصلاً می‌تونیستید تصور کنید که شما یه روزی می‌شید رهبر؟!
بعد ما گفتیم که ببینیم ایشون چه جوری جواب می‌دیدن!

ایشون یه کمی فکر کردن و گفتن اگر اجازه بدین یک جوابی به شما بدم که این جواب رو سال‌ها پیش به یک دوستم دادم-این دوست حضرت آقا مرحوم شدند...-ایشون گفتند من در مدرسه سلیمان‌خان مشهد-اگر اشتباه نکنم- داشتم درس می‌خوندم، روزها می‌رفتیم سر درس و شب‌ها هم طبیعتاً برای درس فردا باید درس قبلی رو مباحثه می‌کردیم و آماده می‌شدیم. یکی از نکات درس اون‌روز رو من متوجه نشده بودم و هر چه تلاش می‌کردم متوجه نمی‌شدم. تو حجره هی می‌رفتم سمت چپ و راست و خلاصه شرق و غرب حجره رو می‌رفتم و این رو می‌خوندم که متوجه بشم ولی نمی‌شدم.

هم‌حجره‌ای ما اون‌شب نوبت شام او بود یک دفعه عصابی شد و گفت آسد علی آقا بگیر بشین دیگه! این املت از دهن افتاد. هِی می‌ری این ور هی می‌ری اون‌ور! آخه چی‌کار می‌خوای بکنی تو؟! یه دونه چیزو نفهمیدی! منم نفهمیدم هیشکی تو کلاس نفهمید بیا بشین غذا از دهن افتاد-بعد ایشون گفت من همون جوابی رو می‌دم که به اون دوستمون دادم- اون دوستمون گفت چرا این رو داری این قدر می خوونی؟! توی این مدرسه سلیمان خان مگه چند نفر قراره بعد برن معمم بشن؟ چند نفر از ما وقتی معمم شدیم قراره توی این لباس باقی بمونیم؟

خب قضایای رضاشاه هم گذشته بوده و یه چنین تصوراتی هم بوده-چند نفر ما اگر موندیم قراره بریم امام جماعت یه مسجد سر کوچه بشیم؟ چند نفر از ما اگر امام جماعت سر کوچه شدیم اصلاً میان از ما سوال می‌پرسن؟ آقا کدوم ما می‌خواد مجتهد بشه؟ تازه اگر که مجتهد شدیم کدوم ما می‌خواد مرجع بشه که این مسئله واجب باشه برامون که بدونیم؟! اصلا کسی کاری نداره به ما که! شما نمیایی بشینی سر سفره شام!

حضرت آقا گفتن من یه جوابی ‌دادم که اون رو به شما می‌دم، گفتیم بفرمائید!
ایشون فرمودند که به ایشون گفتم که -اون زمان تازه بالغ بودم- گفتم من پیش از بلوغم نماز خووندن رو شروع کردم و هر روز در قنوت نمازم دعایی می‌خوندم که این دعا رو برای شما می‌گم.
گفتیم بفرمائید!
ایشون فرمودند دعای من در قنوت نمازم این بود:
اللهم اجعلنی مجدد دینک و محیی شریعتک
این رو گفتند و به ما اشاره کردند ما نرسیدیم به اونجا متاسفانه، ما خیلی دوست داشتیم به جاهایی برسیم که نرسیدیم.
و این برای ما خیلی شیرین بود که یک نفر قبل از بلوغ یک آرزویی داشته باشه که وقتی یک روزی بعد از هزار اتفاق عجیب در عالم، بعد از هزار اتفاق محیر العقول در عالم، یک روزی شد رهبر مملکت، تازه بگه به اون آرزو نرسیدیم!
ان شاءالله خدا آرزوهای ما رو بزرگ کنه!

به نقل از رضا امیرخانی

حسن.a | 19:21 - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
+ |
ﺷﻬﯿﺪ ﺷﻔﯿﻌﯽ
 
 
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﯼ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺳﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺻﺪﺍﻡ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺑﺮﻭﺩ . ﭘﯿﮑﺮ ﭘﺎﮎ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ
ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﺸﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺟﺴﺪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺟﺴﺪ ﭘﻮﺩﺭ
ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺟﺴﺪ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺎﺻﯿﺘﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ
ﻫﺎﯼ ﺟﺴﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺟﺴﺪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ .
ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻔﺤﺺ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﯼ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻋﺮﺍﻗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ: ﻣﺎ
ﭼﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﯿﻢ !
ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﻓﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ، ﺣﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ ﮐﺎﺟﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﮔﻔﺖ : « ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺑﺪﻥ ﺍﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ؟ » ﮔﻔﺘﻢ : « ﺍﺯ ﺑﺲ
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ . »
ﻭﻟﯽ ﺣﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ ﮔﻔﺖ : « ﺭﺍﺯ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ :
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﺮﮎ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ؛ ﻣﺪﺍﻭﻣﺖ ﺑﺮ ﻏﺴﻞ ﺟﻤﻌﻪ
ﺩﺍﺷﺖ؛ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﺎ ﻭﺿﻮ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ
ﻣﯽ ﺷﺪ، ﻣﺎ ﺑﺎ ﭼﻔﯿﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﺷﮑﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎ
ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﻧﺶ ﻣﯽ ﻣﺎﻟﯿﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺟﻤﻌﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺴﻞ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ . »
ﺷﻬﯿﺪ ﺷﻔﯿﻌﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 81 ﺩﺭ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻗﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ.
حسن.a | 19:11 - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
+ |
ماهواره
 
 
حسن.a | 19:7 - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
+
شهدا
اواخر عملیات والفجر1، بسیجی نوجوانی را دیدم که زیر آتش سنگین تفنگش را بغل کرده
و به آن لب های قاچ قاچ شده اش زبان می کشد. 
پرسیدم: «چته تشنه ای؟» دیدم نگاه عمیقی به من انداخت ولی چیزی نگفت.
گفتم: «اگر زرنگ باشی می تونی از زیر آتش عراقی ها سینه خیز بندازی توی کانال و برگردی عقب. اون جا آب هست، جگرت را خنک کن».
چشم هایش گرد شدند، با یک بغضی که توی صدایش بود به من گفت: 
«مشدی! اگه می بینی این جا نشسته ام، واسه اینه که رمقی به جونم نمونده.
آره تشنمه خیلی! 
ولی به جون امام اگر به اندازه ی یه در قمقمه آب بود که توی حلقم بریزم، 
اون وقت پا می شدم و به اون بعثی های نامردی که اون بالا دارن هلهله می کنند 
نشون می دادم به کی می گن مرد!
از خودم شرمم اومد. توی آخرین پاتک اون شیربچه ی بسیجی همون جا موند
و با آن که حتی رمق سرپا ایستادن را نداشت. 
نه فقط به عراقی ها که به خود من و امثال من هم نشون داد که چه قدر مرده

 

 

 

حسن.a | 19:2 - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
+
نماز
هرکس بعد از نماز یک دعا پیش خدا محل دارد که حاجت بگیرد، 
آن وقت بلند می شود و می رود. 
تا نماز خود را خواندی بلند نشو و برو، تعقیبات بخوان، دعا بخوان. 
همانطور که بادبادک بدون دنباله بالا نمی رود، نماز هم بدون تعقیبات بالا نمی رود.
بعد از نماز حتما تعقیبات بخوان. بنشین در خانه خدا و گدایی کن و حاجت بخواه. 
شاید همین امشب دعایت گرفت. 
انسان باید در خواستن از خدا سماجت کند.
خود خدا می فرماید: شما بخوانید مرا، من مستجاب می کنم دعایتان را.

┘◄ هرکس بعد از نماز یک دعا پیش خدا محل دارد که حاجت بگیرد، 
آن وقت بلند می شود و می رود. 
تا نماز خود را خواندی بلند نشو و برو، تعقیبات بخوان، دعا بخوان. 
همانطور که بادبادک بدون دنباله بالا نمی رود، نماز هم بدون تعقیبات بالا نمی رود.
بعد از نماز حتما تعقیبات بخوان. بنشین در خانه خدا و گدایی کن و حاجت بخواه. 
شاید همین امشب دعایت گرفت. 
انسان باید در خواستن از خدا سماجت کند.
خود خدا می فرماید: شما بخوانید مرا، من مستجاب می کنم دعایتان را.

┘◄ حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی

 

حسن.a | 18:58 - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
+ |
چادر
خُــدآیـا ، مواظــب سیــآهی چــآدرمــان باش
هیچ میدآنــی

نگـــآه هــای دیگــرآن ،

بــه " مــا "ی چــآدری

موشکــافـانه تــر اسـت

تـــآ نگــآهشان به دیگــری....؟

و انتظـاراتشـان نیز هم

متفــاوت تر است ،از " مــا "ی چــآدری

تــا اوی غیــر....

 

حسن.a | 14:21 - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
+ |
شهید ﭼﻤﺮﺍﻥ
ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﺪ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺷﻬﯿﺪ ﭼﻤﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:ﯾﮏ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻮﺳﯽ ﺻﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻟﺒﻨﺎﻥ.

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺷﻬﯿﺪ ﭼﻤﺮﺍﻥ ﻣﺮﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﺤﻤﺪ ﺑﯿﺎ.

من هم ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ؛ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺗﭙﻪ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﯿﻢ ﺧﯿﺰ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺩﻭﺭﺑﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ:

ﺑﯿﺎ ﺑﺒﯿﻦ.

ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:

ﺑﺒﯿﻦ، ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺘﺎ، ﺭﻭﺳﺘﺎییه ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (علیه السلام) ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺷﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﯿﺎﻥ، ﻧﺎﻥ ﻭ ﻏﺬﺍ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ! ﺑﻌﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﺩیگه ﺭو نشوﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:

ﺁﻧﺠﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺒﯿﻦ!

ﺑﺎ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ. ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ این دوتا روستایی که بهم نشون داد ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ما ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻭشون ﺍﺷﺮﺍﻑ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.

ﮔﻔﺖ: ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ (علیهم السلام) ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ، آن ها ﺭﺍ ﺳﻨﮓ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ به ایشان ﻫﻠﻬﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ!

ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺩﺭ ﺗﯿﺮﺭَﺱ ﻣﻮﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻠﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ یاﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ (علیهم السلام) ﻏﺬﺍ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ ﻣﻮﺷﮏ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻣﻮﺷﮑﯽ ﻣﯿﺰد ﺍﻧﮕﺎﺭﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ (علیهم السلام) ﺭﺍ ﺳﻨﮕﺒﺎﺭﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ!

ﻭ ﻣﺎ ﻫﺮ ﺗﺪﺑﯿﺮﯼ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﯾﻢ آن ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﻤﺒﺎﺭﺍﻥ ﻧﺸﻮﺩ، نشد که نشد...!

............................

جای همتون خالی از کربلا برگشتیم

بیاد همه دوستان بودم

ان شالله قسمت همه ارزومندان بشه

............................

 

حسن.a | 0:21 - یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
+ |
کربلا
سلام...

هفته وحدت رو خدمت همه دوستان عزیز تبریک عرض میکنم

ان شالله که به کوری چشم دشمنان اسلام روز به روز  وحدت بین مسلمانان بیشتر باشه و این وحدت و همدلی زمینه ساز ظهور  امام زمانمون باشه...ان شالله

اگر خدا بخواد فردا عازم کرببلا هستم و نایب الزیاره همه دوستان

ان شالله هیچکسی ناکام کربلا نشه

بابام عاشق کرببلا بود اما نشد بره...

اما عاشق این شعر بود و همش میخوند و گریه میکرد

من گدایم گدای حسینم ...عاشق کربلای حسینم

از جوانی به بیری زسیدم..عاقبت کربلا را ندیدم

عقده کربلا دارد این دل..عقده نیتوا دارد این دل

دعاکنید تو کربلا بیاد تو خوابم ببینمش

التماس دعا

حسن.a | 15:21 - یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳
+ |
شهادت
در جاده بصره_خرمشهر وقتی که شهید علی اکبر دهقان به شهادت رسید. 

 

ایشان همین طورکه می دوید از پشت از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سرش جدا شد.

 

در همان حال که تنش داشت می دوید سرش روی زمین می غلتید.

 

سر این شهید حدود پنج دقیقه فریاد "یاحسین یاحسین" می داد.

همه داشتند گریه می کردند.

 

چند دقیقه بعد از توی کوله پشتی اش وصیت نامه اش رو برداشتند.

نوشته بود:

 

خدایا! من شنیده ام که امام حسین ع با لب تشنه شهید شده، من هم دوست دارم این گونه شهید شوم.

خدایا! شنیده ام که سر امام حسین ع را از پشت بریده اند، من هم دوست دارم سرم از پشت بریده شود.

خدایا! شنیده ام سر امام حسین ع بالای نیزه قرآن خوانده، من که مثل امام اسرار قرآن را نمی دانم که بتوانم با آن انس بگیرم و بتوانم بعد مرگم قرآن بخوانم، ولی به امام حسین ع خیلی عشق دارم، دوست دارم وقتی شهید می شوم سر بریده ام با ذکر "یاحسین یاحسین" باشد.

 

 

📕نقل از کتاب روایت مقدس

ص300

جبهه

حسن.a | 19:46 - یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳
+ |
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ

این عکسه بابامه ....الان 19 ساله شهید شده ...برا شادی روحش یه صلوات هدیه بدین...
پاسدار جانباز شهید جعفر عباسی...
نذر كردم ز غمت گريه كنم تا به ابد

سلام..از اینکه از وب من دیدن میکنید ممنونم......این وبلاک بیشتر مطالبش از شهداست اما بعضی از اوقات به اصرار دوستان عاشقونه هم میزارم .خدایا پشت تکرار خطاهایم بنویس جوانی....براي امرزش گناهانم دعا كنيد............شادی روح شهدا صلوات
..............................................
شعرم نگفتنی شد وقتی که رفته بودی
من ماندم و غروبی در غربت کبودی

گفتی می آیی اما رفتی و برنگشتی
از آسمان چشم دیدم که پرگشودی

رنگ غروب دارد بغض سکوت سردم
ای مهربان تو هرگز نا مهربان نبودی

بر روی خاطراتم امروز می نویسم
یادت بخیر بابا آن روزها که بودی
...........................................
شده هی بخوای بخوابی...............تاپ تاپه قلبت نزاره؟

فکر کنی خدایا اونم......................خوابیده یا که بیداره؟

شده بی خوابی بگیری..................صد هزار نقشه بچینی؟

دنباله بهونه باشی........................که اونو فردا ببینی؟

شده شب که سر می زاری..............آرزو کنی بمیری؟

دم دم های صبح که میشه..............نفریناتو پس بگیری؟
............................................
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
خارم کرده ای
خسته ام زین عشق دلخونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این توولیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیداو پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودمو نشناختی
.............................................
آدمك آخر دنیاست ، بخند

آدمك مرگ همینجاست ، بخند

آن خدایی كه بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

دست خطی كه تو را عاشق كرد

شو‌خی ِ كاغذی ِ ماست ، بخند

فكر كن درد تو ارزشمند است

فكر كن گریه چه زیباست ، بخند

صبح فردا به شبت نیست كه نیست

تازه انگار كه فرداست ، بخند

راستی آنچه به یادت دادیم

پر زدن نیست كه درجاست ، بخند
...............................................

من به یک احساس خالی دلخوشم
من به گل های خیالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالی دلخوشم
آسمانم: حجم سرد یک قفس
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
با هوای این حوالی دلخوشم
.........................................
هر دلی دیدم ، یاری داره ، دل من چی داره
سیاهی شب ، ماهو داره ، دل من چی داره
وقتی سنگ قلب آدما ، عشقی بینشون نیست
واسه دل پر غصه ی من ، دلی مهربون نیست
عشق واقعی تو قصه هاست ، تو خیال و خوابه
دوست دارم گفتنشون ، همشون سرابه...
......................................
شبی برای خاطرت به ناکجا رسیده ام.بیا مرا عبور ده که از زمین بریده ام/شبی صدا زدم تو را میان مرگ و زندگی.شنیده ای مرا ولی سکوت از تو دیده ام/غروب میکند دلم و تو طلوع میکنی.رها مکن مرا به خود که جان به لب رسیده ام/شبی صدای آه من به آسمان رسیدو تو.به خواب من نیامدی و خلوتی گزیده ام.
.........................................
ین زندگی قشنگ من ، مال شما / ایام سپید رنگ من ، مال شما

بابای همیشه خوب من ، را بدهید / این سهمیه های جنگ من ، مال شما

...........................................
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

دل سرگشته من اینهمه بیهوده مگرد

خانه دوست همین جاست اگر بگذارند

سند عقل مشاع است اگر بگذارند

عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

غضب آلوده نگاهم میکنید ای مردم

دل من مال شماهاست اگر بگذارند
.......................................
چقدر سخته…
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب
نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و دیوار
نتونی همزبون باشی

چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه
ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه
ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه
نتونی ناجیِش باشی
چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی
بپوسی خسته بیرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی
ولی توو سینه داغون شی
...........................
من صبورم اما

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را

از شب متروک دلم دور کند

می ترسم . . .

من صبورم اما

آه...

این بغض گران صبر نمی داند چیست...
...................
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.. من خودم بودم و یک حس غریب... که به صد عشق و هوس می ارزید... من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت... گر چه در حسرت گندم پوسید... من نه عاشق بودم.... نه دلداده به گیسوی بلند.... و نه الوده به افکار پلید.... من به دنبال نگاهی بودم ....که مرا.... از پس دیوانگی ام می فهمید.... و خدا می داند ... سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود...
...............................
منو با اسم چشم مخصوص تماشاست اگر... بگذارند لینک کنید
....................................
از این سایت دیدن کنید www.rooze10.ir/
.......................................................
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند یک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ی تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت یک پرده تور
که تو هرروز آن را
به کناری بزنی
دل من ساکن دیوارو دری
که تو هرروز از آن می گذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغچه بود
که تو هرروز به آن می نگری
دل من رادیدی؟
ساکن کفش تو بود
یادت هست؟
.......................................
هرکس همنفسم بود دست اخر قفسم بود من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشم مهربونی خواب یک توطه میدید...........
.......................................
خداحافظ گل لادن
تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق
چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه
گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی
به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو
خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی
داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم
گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا...
...............................
از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند،تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند،پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار تنها،به این بهانه که بارانی‌ات کنند،یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند،این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند،ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی،شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند،یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست،از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند،آب طلب نکرده همیشه مراد نیست،گاهی بهانه ای است که قربانی‌ات کنند.
...........................
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يك نفر سوخته جان است
به دادش برسيد
خسته از هر دو جهان است
به دادش برسيد
در فراق رخ مهتاب
گرفتار شده است
اشكش از ديده روان است
به دادش برسيد
گر چه پروانه شدن
در دل آتش عشق است
ليك پروانه جوان است
به دادش برسيد
...................................
هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم
...........................
چه موجود عجیبی است این انسان
وقتی صدایش می کنی، نمی شنود
وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند
وقتی دوستش داری، به فکرت نیست
اما ،
وقتی می شنود، که دیگر صدایت گرفته
وقتی می بیند، که خسته در راه افتاده ای
وقتی به فکرت هست، که دیگر نیستی
...............................
من . . .

دیگر با همه‌ی . . .

دنـیا . . .

قهرم . . .

اما . . .

. . . تو . . .

صدایم کــن . . .

برمـی گردم . . .


_________________________________
گاهــے فعل هـــا
چنــان سریع ماضــے مــے شوند
کــه باور نمــے کنـــے
مــے گوینــد...مـے گفت
مــے شود...شــد
...مــے رفت...رفت
و رفت...
و دیگر هیچ گــــــاه
بـــاز نخواهـــد گشتــــ
..............................
به سلامتی دیوار! نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.
به سلامتی دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.
به سلامتی سایه! که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.
به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.
به سلامتی نهنگ! که گنده‌لات دریاست.
به سلامتی زنجیر! نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.
به سلامتی کرم خاکی!نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش
به سلامتی پل عابر پیاده! که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !
به سلامتی رودخونه!که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.
به سلامتی گاو!که نمی‌گه من، می‌گه ما.
به سلامتی دریا! که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.
به سلامتی بیل! که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.
به سلامتی دریا! که قربونیاشو پس می‌آره.
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع! که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره.
به سلامتی ...
به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ...
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ...
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن ...
به سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن ...
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه ...
به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست ...
به سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه ...
به سلامتی اون فرزند شهیدی که نتنها از پدر شهیدش گله مند نیست که اون رو توی این دنیای وانفسا تنها گذاشت ، بلکه خودش هم آرزو می کنه جا پای جای پدرش بذاره و به او ملحق بشه . ..... به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دائمیه!
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند ...
به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد !
به سلامتی کسی که دید بغلیش تو تاکسی پول نداره
به راننده گفت : پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن!
به سلامتی بیل! که هرچ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه ...
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره ...
به سلامتی اونی که بیکسه، ولی ناکس نیست ...
به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه ...
به سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن ...
گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت : ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند ....
به سلامتی اون دختری که حاضره زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه ...
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم ...
به سلامتی کسی که وقتی بهش زنگ میزنی و خوابه
ولی واسه اینکه دلت رو نشکنه میگه: خوب شد زنگ زدی؛ باید بیدار میشدم ...
به سلامتی اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری ...
به سلامتی اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی ...
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطر غروب پاییزه ...
به سلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن"
چون هم تو هستی توش، هم من ...
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه ...
به سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !
به سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
به سلامتی اون پسری که خواست آدم بشه ...
ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت و بهش فهموند که
همیشه پای یک زن در میان است !

سلامتی اون پسری که رفت سربازی تا مرد بشه ولی وقتی برگشت دید اون دختری که میخواست زن شده . . .!
سلامتی هرچی مرده . .!
به سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز که ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه ...
به سلامتی دوست خوبی که
مثل خط سفید وسط جاده است
تکه تکه میشه
ولی بازم پا به پات میاد ...
به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده ...
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه
میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش،
اما بچه اش خجالت میکشه
به دوستاش بگه که این پدرمه ...
به سلامتی نوشابه که خانواده داره و خیلی ها همینش هم ندارن !
به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با یه شلوار کردی دور زد ...
به سلامتی سرنوشت که نمی‌شه اونو از سر نوشت ...
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوای سرد و وانفسای بی عدالتی داره به عشق زن و بچه اش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره ...
به سلامتی اون کارگری که از افتضاح اختلاس 3000 میلیارد تومانی خبر داره اما باز اول صبح بچه شو میبوسه و برای ماهی 200 هزار تومان پول حلال میره سر کار و عرق میریزه ...
به سلامتی اونهائی که دوستت دارم رو درک می کنند و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن ...
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن ...
به سلامتی دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین... چون دارم یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم !
به سلامتی اون زنی که از صبح تا شب کار میکنه تا شوهر جانبازش که دیگه توان کار کردن نداره پیش بچه هاش شرمنده نشه
به سلامتی اون خانمی که چادر کهنه اشوروبخاطر کمک به اقتصاد خانواده اش پشته رو میکنه ودوباره می دوزه ولی حجابشو ترک نمیکنه
به سلامتی اونایی که با موتور گازی تو هوای سرد زمستون زن وبچه هاشون رو میبرن مدرسه وسرکار وخدارو شکر میکنند که ماشین ندارند چون غصه بنزین وپارکینک رو هم ندارند
به سلامتی اون زنی که هر روز سروصدا وفحش وناسزای شوهرشو رو تحمل میکنه وخداروشکر میکنه که اوزنده است وسایه اش بر سر بچه هاشه

به سلامتی اونایی که بیگاری میکنند ولی بیکاری نمیکنند
به سلامتی اون پسر روزنامه فروشی که پشت ثانیه های چراغ قرمز روزنامه میفروشه و در همون ثانیه ها روزیشو از خدا میگیره
به سلامتی اون معلمی که جونشو به خطر انداخت تا دانش آموزان یک کلاس رو از آتش بخاری نجات بده
به سلامتی اون پدر جوراب فروش مریضی که یخچال تو خونه شون ندارند تلویزیون وماشین لباسشویی ندارنداسایش ندارند ولی ارامش وشادی دارند وخدارو شکر میکنند



و در آخر به سلامتی تو، که از همه بهترینی ...

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
وقت اضافی برای خدا!

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!


چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!


چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!


چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!


چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!


چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!


چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!


خنده داره
اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

"این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره"
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ


(( زيارت عاشورا ))
بسم الله الرحمن الرحيم
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام.
عاشقان حسين(ع) التماس دعا

برچسب‌ها
حجاب
شهادت
جبهه
اشعار حسن عباسی سورکی
شهید جعفر عباسی سورکی
چادر
حسن عباسی
شهید
حسن عباسی سورکی
شهدا
رهبر
سورکی
جعفر عباسی
دلنوشته حسن عباسی سورکی
نامردی
دلنوشنه
سورک
شهید زین الدین
شهید عباسی
حرم امام
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


استخاره آنلاین با قرآن کریم

امکانات


طراح قالب : گرافیک ایران